صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٤٥
ذمّه، مثل تأديه فريضه صيامِ شهر رمضان، بى صيامِ يوم الشكّ و بى دليلى از خارج كه دلالت بر مجزى بودن كند و مثل پيروى يكى از دو كس كه دعوى امامت كنند، بى علم به اين كه او بخصوصه امامِ مُفترض الطاعه و شاهدِ به حق است. مراد به يَقِين، استقرار و طمأنينه خاطر است بر چيزى. و ذكر يَقِين، بعد از ذكر عِلْم، اشارت است به اين كه گاهى علم، مستعمل مى شود در اعمّ از يقين؛ و آن، شامل ظن مى باشد. و اين جا آن، مراد نيست و آن، مَجاز لغوى است، اگر چه موافق اصطلاح منطقيّين است. مراد به بَصِيرَة ديده ورى است. و ذكر بَصِيرة بعد از ذكر يَقِين، اشارت است به اين كه يقين، گاهى مستعمل مى شود در آنچه صاحبش اِعراض از مقتضاى آن مى كند، مثل آيت سوره نمل: «وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ» [١] و مراد اين جا، آن نيست. و از آنچه گفتيم ظاهر مى شود كه عطف در وَ يَقِينٍ وَ بَصِيرَةٍ از قبيل عطف تفسير است. يعنى: و لازم كرده شده از جانب اللّه تعالى در آنچه بندگى فرموده [٢] به آن، آفريدگان خود را كه توحيد او در ربوبيّت و تصديقِ ثواب و عقاب در روز قيامت است. اين است كه سوى او رسانند جميع مفروضات او را از روى علم به برائت ذمّه و قرار خاطر و ديده ورى، تا باشد رساننده آنها پسنديده نزد صاحب كلِّ اختيار خود و سزاوار باشد ثواب او را و بزرگ جزاى او را.
.اصل: لِأَنَّ الَّذِي يُؤَدِّي بِغَيْرِ عِلْمٍ وَبَصِيرَةٍ لَايَدْرِي مَا يُؤدِّي ، وَلَايَدْرِي إِلى مَنْ يُؤَدِّي ، وَإذا كانَ جَاهِلاً ، لَم يَكُنْ عَلى ثِقَةٍ مِمَّا أَدّى ، وَلَا مُصَدِّقا ؛ لِأَنَّ الْمُصَدِّقَ لَا يَكُونُ مُصَدِّقا حَتّى يَكُونَ عَارِفا بِمَا صَدَّقَ بِهِ مِنْ غَيْرِ شَكٍّ وَلَا شُبْهَةٍ ؛ لأَنَّ الشَّاكَّ لَا يَكُونُ لَهُ مِنَ الرَّغْبَةِ والرَّهْبَةِ وَالْخُضُوعِ وَالتَّقَرُّبِ مِثْلُ مَا يَكُونُ مِن الْعَالِمِ الْمُسْتَيْقِنِ .
[١] نمل(٢٧): ١٤.[٢] يعنى «امر به بندگى كرده».