صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٩٦
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ ز حَدِيثُ رَسُولِ اللّه ِ قَوْلُ اللّه ِ عَزَّ وَجَلَّ».
شرح: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مى گفت كه: گفته من، گفته پدرم است و گفته پدرم، گفته جدّم است و گفته جدّم، گفته امام حسين است و گفته امام حسين، گفته امام حسن است و گفته امام حسن، گفته امير المؤمنين است و گفته امير المؤمنين، گفته رسول اللّه است و گفته رسول اللّه ، گفته اللّه ـ عزّ و جلّ ـ است. مراد، اين است كه: حديث مرا از هر كدام كه خواهى، نقل مى توانى كرد و احتياج به ذكر واسطه نيست؛ چه حديث ما محضِ نقل است و خودرأيى در آن نيست.
[حديث] پانزدهم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ ب «حَدِّثُوا بِهَا؛ فَإِنَّهَا حق ».
شرح: شدّت تقيّه به اعتبار زمان امام محمّد باقر عليه السلام نيست؛ بلكه به اعتبار زمان بعد از آن است، بنا بر ظاهرِ آنچه مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث اوّلِ باب شصت و يكم كه «بَابُ أنَّ الأئِمّةَ عليهم السلام لَمْ يَفْعَلُوا شيئا» تا آخر است و در «كِتَابُ الصَّلاَة» در حديث سومِ باب سى و يكم كه «بَابُ [الْقُنُوتِ] [١] فِي الفَرِيضَة» تا آخر است. يعنى: گفتم امام محمّد تقى را عليه السلام كه: قربانت شوم! به درستى كه جمعى كه از ايشان حديث به ما رسيده، نقل كرده اند از امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهماالسلام و بوده تقيّه در زمان ايشان سخت. پس پنهان كرده اند كتاب هاى حديث خود را. پس نقل كرده نشده آن كتاب ها از ايشان. پس وقتى كه مُردند، رسيد كتاب هاى ايشان به ما. آيا نقل كنيم آن كتاب ها را از ايشان يا نه؟
[١] «ظ»: القنوط.