صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٤٨
الْعَافِية (به عين بى نقطه و كسر فاء و تخفيف ياء منقلبه از واو، مصدر باب نَصَرَ): فارغ بودن از اهتمام به امور دنيا، و كمالش اين است كه از آمدن چيزى خوشحال نشود و از رفتنش آزرده نشود و اين كه اگر كلّ دنيا لقمه شود در دهن سگى، نگويد كه براى او زياد است، موافق آنچه مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث دومِ «بَابُ ذَمّ الدُّنْيَا وَالزُّهْدِ فِيهَا» كه باب شصت و يكم است كه: «لَا يَجِدُ [١] الرَّجُلُ حَلاوَةَ الْاءِيمَانِ حَتّى لَا يُبَالِي مَنْ أَكَلَ الدُّنْيا» [٢] . الْبِلَاء (به كسر باء يك نقطه و تخفيف لام و الف و همزه منقلبه از واو، مصدر باب مُفاعلة): اهتمام به امور دنيا. و به همزه منقلبه از ياء، مصدر باب عَلِمَ: كهنگى جامه و مانند آن. و حاصل هر دو، يكى است؛ زيرا كه اهتمام به امور دنيا رسمى است كهنه و مندرس و مردمان در آن كارند. القَوَام (به فتح قاف، مصدر باب نَصَرَ): عدالت؛ و مراد اين جا، اكتفا به طلب قدرى است از علم دين كه به آن عمل كرده شود، موافق آنچه مى آيد در حديث چهارمِ باب چهاردهم كه «بَابُ اسْتِعْمَالِ الْعِلْمِ» است. المُكاثَرَة (به ثاء سه نقطه و راء بى نقطه، مصدر باب مُفاعلة): خواهش آب بسيار براى آشاميدن، چنانچه در مرض استسقا مى باشد؛ و مراد، اين جا تحصيل علمى است كه بسيار و زياد از حدّ مُحتاجٌ اِلَيه در عمل است و اين، مبنى بر تشبيه علم به آب است، موافق آنچه مى آيد در حديث ششمِ باب بيستم كه: «حَتّى إِذَا ارْتَوى مِنْ آجِنٍ وَاكْتَنَزَ مِنْ غَيْرِ طَائِلٍ» [٣] . الحِكْمة: خوددارى از خواهش نفس، كه مذكور است در آيت سوره نازعات: «وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى» [٤] . الهَوى: پيروى خواهش نفس كه امّاره به سوء است.
[١] «ظ»: يجدو .[٢] الكافي، ج ٢، ص ١٢٨، ح ٢.[٣] الكافي، ج ١، ص ٥٤ ، ح ٦.[٤] نازعات (٧٩): ٤٠ .