صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٥٨
توفيق اللّه تعالى و واگذاشتن اوست. بيانِ اين، آن است كه: هر كس كه خواسته اللّه تعالى، به دانايى خود به مصلحت ها، توفيق او را و اين را كه بوده باشد گرويدن او به يگانگى اللّه تعالى و به رسالت رسولش و به جانشينى امام حق، مستحكم و برقرار، وسيله ساخته براى او باعث هايى را كه مى رساند آن باعث ها او را به اين كه فرا گيرد دين خود را از قرآن و بيان رسول صلى الله عليه و آله از روى دانش و يقين و ديده ورى؛ به اين معنى كه فرا گيرد از محكمات قرآن و محكمات بيان رسول، چنانچه گذشت در شرح «و حَظَرَ عَلى غَيرِهم» تا آخر. پس آن كس پاينده تر است در دين خود از كوه هاى پاينده ـ كه به پايندگى و بسيارىِ آنها زمين را اللّه تعالى بر هوا و آب بند كرده ـ كه نجنبند؛ چه چون هوا و آب، دور كوه ها را گرفته است، مانع حركت آنها مى باشد، چنانچه تجربه شده كه كاغذ ناپيچيده از بالا به زير، ديرتر مى افتد از پيچيده. پس هوا و آب، مانع جنبيدن زمين است و چون نزد قيامت، اللّه تعالى كوه ها را از زمين برمى دارد، زلزله به هم مى رسد در زمين، و بعد از آن نيز ايمان اين مؤمن پاينده است. و هر كس كه خواسته باشد اللّه تعالى، به دانايى خود به مصلحت ها، واگذاشتنِ او را و اين كه بوده باشد دين آن كس به عاريت داده شده و سپرده شده، وسيله ساخته براى آن كس باعث هاى خودرأيى را و باعث هاى قبول گفته مردمان، بى دليل را و باعث هاى گفتنِ معنى آيات متشابهات را از روى غير دانش و ديده ورى؛ چه معنى آنها را كسى غير اللّه تعالى نمى داند، مگر رسولش و دوازده امام؛ و هر كه خواهد كه داند از ايشان، بايد كه پرسد.
.اصل: فَذَاكَ فِي الْمَشِيئَةِ ، إِنْ شَاءَ اللّه ُ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ أَتَمَّ إِيمَانَهُ، وَإِنْ شَاءَ ، سَلَبَهُ إِيَّاهُ ، وَلَا يُؤْمَنُ عَلَيْهِ أَنْ يُصْبِحَ مُؤْمِنا وَيُمْسِيَ كَافِرا ، أَو يُمْسِيَ مُؤْمِنا وَيُصْبِحَ كَافِرا ؛ لِأَنَّهُ كُلَّمَا رَأى كَبِيرا مِن الْكُبَرَاءِ ، مَالَ مَعَهُ ، وَكُلَّمَا رَأى شَيْئا اسْتَحْسَنَ ظَاهِرَهُ ، قَبِلَهُ .
شرح: پس اين بى توفيقى در دنيا نيز در خواهش اللّه تعالى است؛ به اين معنى كه كسى غير اللّه تعالى نمى تواند دانست بى وحى، كه ايمان رسمى او تا آخر عمرش