صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٧٦
دادخواهى بردند سوى پادشاهِ مخالف يا سوى داورانِ جور؛ آيا جايز است يا نه؟ گفت كه: هر كه دادخواهى برد سوى ايشان، خواه در حقى و خواه در باطلى، پس جز اين نيست كه دادخواهى برده سوى شيطانْ صفت و آن كه حكم مى كند آن شيطانْ صفت براى او و مى گيرد چيزى را از خصم خود، پس جز اين نيست كه مى گيرد به غايتْ حرامى را، هر چند كه آن گرفته شده، طلبيدنىِ ثابت در ذمّت خصم باشد براى او؛ زيرا كه گرفته آن را به فتوا و حكم شيطانْ صفت. و به تحقيق امر كرده اللّه تعالى مردمان را در هر كتابِ شريعتى به اين كه دروغگو شمرده شود آن شيطانْ صفت؛ چه گفته اللّه تعالى در سوره نساء كه: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ ءَامَنُواْ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ» [الآية:] [١] آيا نگاه نكردى سوى آنان كه دعوى مى كنند كه گرويدهاند به قرآنى كه فرو فرستاده شده سوى تو و هر كتابى كه فرو فرستاده شده پيش از تو، مى خواهند كه داورى برند سوى شيطانْ صفت و حال آن كه به تحقيق در قرآن و هر كتاب الهى امر كرده شده اند به اين كه دروغگو شمرند آن شيطانْ صفت را. مراد، آيت هايى است كه در آنها امر به ترك پيروى پيروان ظن هست، مثل آيت سوره بقره: «فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّـغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» [٢] و بيان اراده ايشان گذشت در شرح حديث دوازدهمِ باب اوّل در شرح «وَ قَالَ أمَّنْ هُوَ قَانِتٌ» تا آخر.
.اصل: قُلْتُ: فَكَيْفَ يَصْنَعَانِ؟ قَالَ: «يُنْظِرَانِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوى حَدِيثَنَا، وَنَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَحَرَامِنَا، وَعَرَفَ أَحْكَامَنَا، فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً؛ فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً، فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ، فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللّه ِ وَعَلَيْنَا رَدَّ، وَالرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللّه ِ وَهُوَ عَلى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللّه ِ».
شرح: يُنْظِرانِ به صيغه معلوم باب اِفعال يا باب «نَصَرَ» است. كَانَ مِنْكُمْ به اين معنى است كه از جمله عدول شيعه اماميّه باشد.
[١] نساء (٤): ٦٠ .[٢] بقره (٢): ٢٥٦.