صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٢٧
الْعِيّ (به كسر عين بى نقطه و تشديد ياء دو نقطه در پايين، مصدر معتلّ العينِ يائى و معتلّ اللامِ يائىِ باب «عَلِمَ»): كندى؛ و مراد اين جا، كندى ذهن است به نادانى مسائل دين. يعنى: روايت است از بعض ياران ما از امام جعفر صادق عليه السلام ، راوى گفت كه: پرسيدم او را از اين مسئله كه: شخصى صاحب آبله بود. جُنُب شده بود، پس مَردُمش غسلش دادند و به سبب اين، مُرد؟ گفت كه: ايشان كشته اند او را. مى بايست پرسند اين مسئله را از دانا؛ چه به درستى كه نادانىِ مسائلِ دين، دردى است كه دوايى ندارد جز پرسيدن.
[حديث] دوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ «إِنَّمَا يَهْلِكُ النَّاسُ؛ لِأَنَّهُمْ لَا يَسْأَلُونَ».
شرح: گفت امام جعفر صادق عليه السلام حمران بن أعين را در جواب چيزى كه پرسيده بود او را كه: جهنّمى بودنِ مردمان نيست، مگر براى اين كه از دانا نمى پرسند چيزى را كه نمى دانند و پيروى ظن خود يا ظن ديگرى مى كنند.
[حديث] سوم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ ز «إِنَّ هذَا الْعِلْمَ عَلَيْهِ قُفْلٌ، وَمِفْتَاحُهُ الْمَسْأَلَةُ».
شرح: روايت است از عبد اللّه بن ميمون قَدّاح (به فتح قاف و تشديد دال بى نقطه و حاء بى نقطه) از امام جعفر صادق عليه السلام ، راوى گفت كه: امام گفت كه: به درستى كه اين دانستن مسائل دين كه اختلاف در آن و در دليل آن مى رود بى مكابره، قفلى دارد كه بى كليدش گشوده نمى شود و كليدش پرسيدن است از دانا. مراد، اين است كه: به رياضت يا به فكرِ خود گشوده نمى شود.