صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٨٤
باب سوم
اصل:بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَفَضْلِهِ وَفَضْلِ الْعُلَمَاء
شرح: اين باب، بيانِ نشان علمى است كه اللّه تعالى امر به طلب آن نكرده و بيان فضيلت آن علم و بيان فضيلت علماى آن علم. در اين باب، ده حديث است.
[حديث] اوّل
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَعَلِيُّ بْنُ مُ «دَخَلَ رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله الْمَسْجِدَ، فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ، فَقَالَ: مَا هذَا؟ فَقِيلَ: عَلَامَةٌ، فَقَالَ: وَمَا الْعَلَامَةُ؟ فَقَالُوا لَهُ: أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَوَقَائِعِهَا وَأَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ وَالْأَشْعَارِ وَالْعَرَبِيَّةِ» . قَالَ: «فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ذَاكَ عِلْمٌ لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ، وَلَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ».
شرح: روايت است از امام موسى كاظم عليه السلام گفت كه: داخل شد رسول اللّه صلى الله عليه و آله در مسجد مدينه، پس ناگاه ديد جماعتى كه به تحقيق، دور مردى گرفته اند. پس گفت كه: چيست اين جمعيّت با اين مرد؟ پس گفته شد كه: مردى است بسيار دانا. پس گفت كه: و چيست معنى بسيار دانا؟