صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٢٩
گفتم كه: اللّه تعالى براى ابطال طريقه اين طايفه، در همين آيت، بعد از آنچه خوانده شد، گفته كه: «فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَآءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَا اللَّهُ» : [١] پس امّا طايفه اى كه در دل ايشان كجى هست، پس تابع مى شوند آنچه را كه غلط در تأويل آن مى رود از جمله قرآن، به سبب ميل دل ايشان به اختلاف آراء به اجتهادات و به سبب ميل دل ايشان به تأويل آن از پيش خود، و حال آن كه علم به تأويل متشابه نمى دارد در وقت نزول آن، مگر اللّه تعالى. گفت كه: اين كه گفتى ظاهر است و تا حال، نشنيده بودم.
.اصل: وَصَلَّى اللّه ُ عَلى مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللّه ُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَهُمْ تَطْهِيرا .
شرح: و درود كناد اللّه تعالى بر محمّد و خانواده او كه نيكان اند. نشان ايشان اين است كه برطرف كرده اللّه تعالى از ايشان [هر] چِركِنى را. و اين، به سبب آن است كه به زنان رسول عليه السلام خطاب كرده در سوره احزاب كه از خانه خود بيرون مَرَويد. پس معلومِ خلايق مى شود كه در جنگ جَمَل، گناه از عايشه است، نه از خانواده رسول. پس كسى در حق ايشان شكّى نمى كند و در نظر خلايق، چِركِن نمى شوند. و پاكيزه كرده ايشان را از گناه، پاكيزه كردنى بزرگ؛ چه توفيق داده ايشان را كه معصوم باشند از گناهان.
.اصل: أَمَّا بَعْدُ ، فَقَد فَهِمْتُ يَا أَخِي مَا شَكَوْتَ مِنِ اصْطِلَاحِ أَهْلِ دَهْرِنَا عَلَى الْجَهَالَةِ ، وَتَوَازُرِهِمْ وَسَعْيِهِمْ فِي عِمَارَةِ طُرُقِهَا ، وَمُبَايَنَتِهِمُ الْعِلْمَ وَأَهْلَهُ ، حَتّى كَادَ الْعِلْمُ مَعَهُمْ أَنْ يَأْرِزَ كُلُّهُ ، وَتَنْقَطِعَ مَوَادُّهُ ؛ لِمَا قَدْ رَضُوا أَنْ يَسْتَنِدُوا إِلَى الْجَهْلِ ، وَيَضَعُوا الْعِلْمَ وَأَهْلَهُ .
شرح: الشِّكَايَة: اظهار دل تنگى از چيزى. الجَهالة (به فتح جيم): نادانى و ناخردمندى؛ و مراد اين جا، پيروى حكم غير اللّه تعالى است در مسألتى كه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود، مثل معنى هاى
[١] آل عمران (٣): ٧ .