صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٦٨
چنانچه در ابراهيم عليه السلام به هم رسيد و باعث لين كلمه او شد و بيان مى شود در «كِتَابُ التَّوْحِيدِ» در شرح حديث اوّلِ باب بيستم كه «بَابُ الْعَرْشِ وَالْكُرْسِيِّ» است. المُدَارَاة (به دال بى نقطه و راء بى نقطه و همزه كه گاهى منقلب به الف مى شود): مدافعت؛ و اين جا عبارت است از تغافل از غيبت و پوچ گفتن مخالفان از دور، مثل قول الشاعر: و لَقَد أَمُرُّ عَلَى اللَئيم يَسُبُّنِي فَمَضَيتُ [ثَمَّةَ] [١] قُلتُ لا يَعنِينِي و آن، تيرى است از شنحِ [٢] كمانى بر جان دشمن. يعنى: و دهنه آن دانش، پرهيزگارى از خودپسندى است. و قرارگاه آن دانش، رهايى است. و كِشنده آن دانشْ سوى نتيجه، برى بودن است از امراض قلبيّه و جاى سوارىِ آن دانش، رعايت پيمان هاست. و يراق جنگ آن دانش، نرمىِ سخن است. و شمشير آن دانش، خشنودى است به قضاى الهى در خير و شرّ دنيا. و كمان آن دانش، تغافل و گذرانيدن پوچ ها و سرزنش هاى مخالفان است.
.اصل: «وَجَيْشُهُ مُحَاوَرَةُ الْعُلَمَاءِ، وَمَالُهُ الْأَدَبُ، وَذَخِيرَتُهُ اجْتِنَابُ الذُّنُوبِ، وَزَادُهُ الْمَعْرُوفُ، وَمَأْوَاهُ الْمُوَادَعَةُ، وَدَلِيلُهُ الْهُدى، وَرَفِيقُهُ مَحَبَّةُ الْأَخْيَارِ».
شرح: مَالُه (به الف) استعاره شده از خرجىِ روز به روز؛ و مراد، چيزى است كه اگر نباشد، علم فراموش شود، چنانچه اگر خرجىِ روز به روز نباشد، آدمى مى ميرد. أَدَب (به فتح همزه و فتح دال بى نقطه و باء يك نقطه) عبارت است از افعال واجبه و مستحبّه كه اگر واقع نشود، علم به آنها فراموش مى شود غالباً. ذَخِيره، استعاره شده از دفينه و آن، نقدى است كه در زير زمين مى كنند براى روز حاجت. اجْتِنَابُ الذُنُوب مبنى بر تشبيهِ ذنوبِ ترك كرده شده است به ذخيره، به اعتبار اين كه ترك آنها، مانند دفن آنها در زير زمين است براى روز حاجت، مثل ترك شرب خمر
[١] «ظ»: شمّة.[٢] در «ظ» چنين آمده است. ممكن است كه كلمه «بسيج» باشد كه كاتب آن را اشتباه نوشته است.