صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١١٨
. أَمْرِهِ ، وَالْاحْتِجَاجِ بِحُجَجِهِ ، وَالاِسْتِضَاءَةِ بِنُورِهِ ، فِي مَعَادِنِ أَهْلِ صَفْوَتِهِ ، وَمُصْطَفَيْ أَهْلِ خِيَرَتِهِ .
شرح: مِنْ، دو جا بيانيه است. الْوِلَايَة (به كسر واو): بندگى؛ به معنى كلِّ اختيار خود را به ديگرى واگذاشتن. ضمير وِلَايَتِهِ راجع به اللّه تعالى، يا راجع به امام است؛ و حاصل هر دو يكى است. و ضماير بعد از آن، راجع به اللّه تعالى است. الحَقّ: چيزى كه [براى ]كسى از ديگرى طلبيدنى باشد. الَّذِي صفت واجب است. الاِسْتِكْمَال: كامل كردن. دِينِهِ، عبارت است از اسلام؛ و آن، توحيد اللّه تعالى است در ربوبيّت و لازمِ آن است اقرار به اين كه حاكم در حلال و حرام نمى باشد، مگر اللّه تعالى بى واسطه يا به توسّط رسول. پس اختلاف از روى ظن، جايز نيست. الْأَمْر: كارى كه مُعْتَدٌّبِه باشد؛ و مراد اين جا، قرآن يا امامِ عالم به جميع قرآن در هر زمان است. الاِحْتِجَاج: راه يافتن به حق، به سبب حجّتى و برهانى. الحُجَج (جمع حجّت): باعث هاى غلبه بر خصم؛ و مراد اين جا، اوصياى عالِمين به جميع قرآن است. الاِسْتِضَاءة: كسب روشنى؛ النُّور: روشنى؛ و مراد اين جا، علم امامِ عالمِ به جميع متشابهات است، موافق آنچه مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث اوّلِ «بَابُ أَنَّ الْأئِمَّةَ عليهم السلام نُورُ اللّه ِ ـ عَزَّ وجَلَّ ـ» كه باب سيزدهم است كه: «لَنُورُ الإمَامِ فِي قُلُوب الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ المُضِيئَةِ بِالنَّهَار» [١] . في مَعادِن، حالِ نُوره است. المَعْدِن (به كسر دال): جايى كه در آن، اللّه تعالى فيروزه و مانند آن گذاشته؛ و مراد اين جا، جانشين رسول است كه رسول، هر چه به وحى الهى دانسته، به او سپرده [است].
[١] الكافي، ج١، ص ١٩٤، ح ١.[٢] يعنى «خِيَرة» اسم مصدر براى «اختيار» است.