صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٢٨
[حديث] چهارم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ «لَا يَسَعُ النَّاسَ حَتّى يَسْأَلُوا، وَيَتَفَقَّهُوا وَيَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ ، وَيَسَعُهُمْ أَنْ يَأْخُذُوا بِمَا يَقُولُ وَإِنْ كَانَ تَقِيَّةً».
شرح: مراد به سؤال اين جا، سؤال مردمان، يكديگر را از حُدود «مَا أَنْزَلَ اللّه ُ عَلى رَسُولِه» است. و مراد به تفقُّه، معرفت آن حدود است به سؤال. و اينها اشارت است به آيت سوره توبه: «فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ» [١] و بيان شد در شرح حديث هفتمِ باب دوم كه «بَابُ فَرْضِ الْعِلْمِ وَ وُجُوبِ طَلَبِهِ وَالحَثِّ عَلَيْه» است. يعنى: روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: گنجايش ندارد مردمان را هيچ حالتى، مگر اين كه پرسند يكديگر را از حُدود «مَا أَنْزَلَ اللّه ُ عَلى رَسُولِه» و فهمند آن حدود را و شناسند بعد از رسول اللّه صلى الله عليه و آله امام زمان خود را به دلالت آن حدود و تتبّع احوال مدّعيان امامت در هر زمان كه باشد يا به نصّ امام سابق. و گنجايش دارد ايشان را اين كه عمل كنند بى فتوا و قضا به آنچه امام مى گويد، هر چند كه احتمال تقيّه داشته باشد.
[حديث] پنجم
.اصل: [عَلِيٌّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى، عَنْ ي «قَالَ رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : أُفٍّ لِرَجُلٍ لَا يُفَرِّغُ نَفْسَهُ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ لِأَمْرِ دِينِهِ؛ فَيَتَعَاهَدَهُ وَيَسْأَلَ عَنْ دِينِهِ».
شرح: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: اُف باد مردى را كه فارغ نمى سازد خودش را از شغل دنيا در هر روز آدينه يا در هر هفته روزى براى كار عمده آخرت خود تا وارسد به آن كار و پرسد از مسائل خود كه ندانسته است و به كار آخرت او مى آيد.
[١] توبه (٩): ١٢٢.