صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٠٩
. مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللّه ُ قُلِ الْحَمْدُ للّه ِِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ» [١] ».
شرح: و گفت در سوره عنكبوت براى سرزنش بيشتر مردمان كه: و هر آيينه اگر پرسى جمعى را كه گرويده اند به باطل كه بازيچه باشد و آن اختلاف از روى ظن است كه: آيا كه فرو فرستاد از بالا آبى را، پس زنده كرد به آن آب، زمين را بعد از مردنِ آن زمين؟ هر آينه مى گويند: البتّه كه اللّه تعالى فرو فرستاد. بگو ـ اى محمّد ـ كه: ستايش، اللّه تعالى راست كه بى جا عذاب نمى كند؛ بلكه بيشتر اهل زمين با وجود دانستن اين، خردمندى نمى كنند و به باطل مى گروند و براى آن، مستحقّ عذاب مى شوند.
.اصل: «يَا هِشَامُ، ثُمَّ مَدَحَ الْقِلَّةَ، فَقَالَ : «وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ» [٢] وَقَالَ: «وَقَلِيلٌ مَا هُمْ» [٣] وَقَالَ : «وَقالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أنْ يَقُولَ رَبِّىَ اللّه ُ» [٤] وَقَالَ : «وَمَنْ آمَنَ وَما آمَنَ مَعَهُ إِلّا قَلِيلٌ» [٥] ».
شرح: اى هشام! اللّه تعالى اكتفا به سرزنش بيشتر نيز نكرد؛ چون دانست كه پيروان ظن، كمى و بى اعتبارى مخالف خود را دليل بطلان ايشان مى كنند تا به حدّى كه دعوى اجماع مى كنند. به ملاحظه اين كمى و بى اعتبارى، نوازش اهل حق كرد با كمىِ ايشان، به اين روش كه گفت در سوره سبأ كه: و كمى از بندگان من شكر گزار است. و گفت در سوره ص كه: و كمِ كم اند ايشانى كه ايمان و عمل صالح دارند. و گفت در سوره مؤمن كه: و گفت مردى مؤمن از خويشان فرعون، كه از ترس پوشيده مى داشت ايمان خود را كه: آيا مى كُشيد مردى را ـ مراد، موسى است ـ به همين گناه كه گويد كه: صاحب كلِّ اختيارِ من، اللّه تعالى است و بس. مراد اين است كه: در تميز نيك و بد، احتياج به وحى او به رسولى هست و به
[١] عنكبوت (٢٩): ٦٣.[٢] سبأ (٣٤): ١٣.[٣] ص (٣٨): ٢٤.[٤] غافر (٤٠): ٢٨.[٥] هود (١١): ٤٠.