صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٤٣
است از كسب مُحتاجٌ اِليه از جمله علم و عمل. پس فقر، به معنى تهى دستى از مُحتاجٌ اِليه در علم و عمل است. الْمُؤَاسَاة (به همزه كه گاهى منقلب به واو مى شود و سين بى نقطه و الف، مصدر باب مفاعله): مدد كردن به مال و مانند آن. المَنْع: ندادن چيزى به كسى. المَوَدّة (به فتح ميم و فتح واو و تشديد دال بى نقطه، مصدر باب عَلِمَ و مَنَعَ): دوستى صالحان، موافق آيت سوره شورى: «قُل لَا أَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى» [١] . يعنى: و تأمّل و ضدّ آن، شتاب زدگى است؛ و بردبارى و ضدّ آن، تندى است؛ و خاموشى و ضدّ آن، هرزه گويى است؛ و ايانى [٢] و ضدّ آن، بزرگْ منشى است؛ و يقين به مدلولِ محكمات كتاب الهى و ضدّ آن، شك در آن است؛ و تاب آوردن در بلاها و ضدّ آن، بى تابى است؛ و چشم پوشانيدن از بى ادبىِ كسى و ضدّ آن، بازيافت بى ادبى است؛ و بى نيازى و ضدّ آن، تهى دستى است؛ و در نظر داشتن چيزى و ضدّ آن، غافل شدن است، و به ياد نگاه داشتن چيزى و ضدّ آن، فراموش كردن است؛ و مهربانى كردن با خويشان و دوستان و ضدّ آن، دورى از ايشان است؛ و قناعت به آنچه بس است و ضدّ آن، زياده طلبى است؛ و مدد كردن محتاجان و ضدّ آن، ندادن چيزى به كسى است؛ و دوستى صالحان و ضدّ آن، دشمنى است؛ و درست پيمان بودن و ضدّ آن، پيمان شكنى است.
.اصل: «وَالطَّاعَةَ وَضِدَّهَا الْمَعْصِيَةَ ؛ وَالْخُضُوعَ وَضِدَّهُ التَّطَاوُلَ ؛ وَالسَّلَامَةَ وَضِدَّهَا الْبَلَاءَ ؛ وَالْحُبَّ وَضِدَّهُ الْبُغْضَ ؛ وَالصِّدْقَ وَضِدَّهُ الْكَذِبَ ؛ وَالْحقّ وَضِدَّهُ الْبَاطِلَ ؛ وَالْأَمَانَةَ وَضِدَّهَا الْخِيَانَةَ ؛ وَالْاءِخْلَاصَ وَضِدَّهُ الشَّوْبَ ؛ وَالشَّهَامَةَ وَضِدَّهَا الْبَلَادَةَ ؛ وَالْفَهْمَ وَضِدَّهُ الْغَبَاوَةَ ؛ وَالْمَعْرِفَةَ وَضِدَّهَا الْاءِنْكَارَ ؛ وَالْمُدَارَاةَ وَضِدَّهَا الْمُكَاشَفَةَ . وَسَلَامَةَ الْغَيْبِ وَضِدَّهَا الْمُمَاكَرَةَ ؛ وَالْكِتْمَانَ
[١] شورى (٤٢): ٢٣.[٢] «ايانى»، طبق گفتار شارح در سطور بالاتر، به معنى «انقياد» است، هر چند در كتب لغت يافت نشد.