صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٣
صاحبش غالب شود بر خصم خود در گفتگو. و رسول و امام معصومِ هر زمانى را حجت اللّه به واسطه آن مى گويند كه در روز قيامت در ديوان بزرگ، جمعى از مخالفانِ دين مبين كه مادّه فساد بوده اند و عمل نكرده اند به محكمات قرآن، خواهند عذر خواست به اين طريق كه: علاجى نداشتيم؛ چه جميع احكام الهى در محكمات قرآن نبود؛ بلكه اكثر در متشابهات بود و كسى نبود كه متشابهات را به علمِ يقينى داند تا از او پُرسيم، پس اختلاف كرديم و هر كدام از پى ظن خود رفتيم. پس اللّه تعالى رسول يا امام آن زمان را به ايشان نمايد و گويد: اين در ميان شما بود با علمِ به جميع متشابهات و در محكماتِ كتاب من دلالت بر او بود؛ ليكن شما گوش نكرديد و مادّه فساد شده، ديگران را نيز محروم و ساكت كرديد در زمان غيبت رسول يا امام. و مخالفان به اين حجّت ملزم مى شوند. يعنى: اللّه تعالى آن كس است كه اوّليت او (كه در سوره حديد است) به عنوان ازليّت است. و نهايت نيست ازليّتِ او را. موجود بوده پيش از همه چيز و باقى است كه به اوست وجود و بقاى اشياء. و غالبى است كه به زحمت نمى اندازد او را نگاهدارى اشياء؛ چه هيچ كارى او را از كارى ديگر غافل و عاجز نمى كند. و قادرى است كه به بزرگىِ خود، بى همتا شده به فعل «كُنْ فَيَكُون» و به قدرت خود، يگانه شده به زور آوردن بر هر ممكنِ باقى در بقا، يا به آن كه هر چه خواهد شود. و به حكمت خود، اظهار حجّت هاى خود كرده بر خلايق در دنيا؛ به اين معنى كه حقيقت رُسُل و ائمّه را بى وسوسه شيطان نكرده كه موافقان را در موافقت، پُر ثوابى نباشد؛ و بى تصريح نيز نگذاشته كه مخالفان را در مخالفت، گناهى نباشد.
.اصل: اِخْتَرَعَ الْأَشْيَاءَ إِنْشَاءً ، وَابْتَدَعَهَا ابْتِدَاءً بِقُدْرَتِهِ وَحِكْمَتِهِ ، لَا مِنْ شَيْءٍ ؛ فَيَبْطُلَ الاخْتِرَاعُ ، ولَالِعَلَّةٍ ؛ فَلَا يَصِحَّ الْابْتِدَاعُ . خَلَقَ مَا شَاءَ كَيْفَ شَاءَ مُتَوَحِّدا بِذلِكَ ؛ لِاءِظْهَارِ حِكْمَتِهِ ، وَحَقِيقَةِ رُبُوبِيَّتِهِ . لَا تَضْبِطُهُ الْعُقُولُ ، وَلَا تَبْلُغُهُ الْأَوْهَامُ ، وَلَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ ، وَلَا يُحِيطُ بِهِ مِقْدَارٌ . عَجَزَتْ دُونَهُ الْعِبَارَةُ ، وَكَلَّتْ دُونَهُ الْأَبْصَارُ ، وضَلَّ فِيهِ تَصَارِيفُ الصِّفَاتِ .