صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢١٠
پيروى ظن، شريك او نمى توان شد در حكم. و گفت در حكايت نوح در سوره هود كه: و بردار ـ اى نوح ـ در كشتى، هر كه را كه ايمان آورده از غير اهلت نيز. و ايمان نياورْد با نوح، مگر جمعى اندك. گفته اند: از غير اهلش هفتاد و دو مرد و زن بودند و از اهلش هفت بودند؛ زن مسلمانش و سه پسرش (سام و حام و يافث) و زنان ايشان.
.اصل: «وَقَالَ : «وَلكِنَّ أكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ» [١] وَقَالَ : «وَلكنّ أكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ» [٢] ».
شرح: باز امام عليه السلام بر سر بيان حال بيشتر مردمان رفته، فرمود كه: گفت اللّه تعالى در سوره دخان [٣] كه: نيافريده ايم آسمان ها و زمين را و آنچه ميان آنهاست بر حالى كه بازيگر باشيم تا مردمان به بازيچه مشغول بوده، پيروى ظن كنند و هيچ نگوييم نيافريديم آنها را مگر به حق تا اين كه مردمان، پيروى علم كنند، و ليك بيشتر مردمانِ روى زمين، پيروى ظن كرده، نمى دانند آنچه را كه مى كنند و مى گويند. و مانند اين آيت، در سوره يونس و سوره قصص نيز هست. و گفت براى مذمّت پيروىِ مشهورِ ميان مردمان، بى آن كه نصّى از اللّه تعالى يا خليفه او در آن، معلوم باشد در سوره مائده: «وَ لَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ» [٤] : وجه شهرت بعض قواعد ميان مردمان، نصّ الهى نيست، و ليك منكران، افترا مى كنند بر اللّه تعالى دروغ را؛ به اين معنى كه به ظن خود حكم مى كنند ـ چنانچه بيان مى شود در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث دوازدهمِ باب صد و شصت و سوم كه «بَابُ مُجَالَسَةِ أَهْلِ الْمَعَاصِي» است ـ و بيشتر مردمان خردمندى نمى كنند كه تميز كنند افترا را از غير افترا، پس بدعت ها مشهور مى شود و سنّت ها متروك مى شود،
[١] انعام (٦): ٣٧؛ اعراف (٧): ١٣١؛ انفال (٨): ٣٤؛ و مواضع ديگر از قرآن.[٢] مائده (٥): ١٠٣.[٣] دخان (٤٤): ٣٩: «مَا خَلَقْنَاهُمَآ إِلَا بِالْحقِّ وَ لَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» .[٤] مائده (٥): ١٠٣.