صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٨٢
[حديث] يازدهم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، ع «وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ كُلَّهُ فِي أَرْبَعٍ: أَوَّلُهَا: أَنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثَّانِي: أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ، وَالثَّالِثُ: أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْكَ، وَالرَّابِعُ: أَنْ تَعْرِفَ مَا يُخْرِجُكَ مِنْ دِينِكَ».
شرح: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مى گفت كه: يافتم دانشِ به كارْ آمدنى مردمان را همگى آن، جمع در چهار كلمه: اوّلِ آنها اين كه شناسى مالك و صاحب كلّ اختيار خود را؛ به اين معنى كه اعتراف كنى به اين كه انسان و اين جهان، بى صاحب كلّ اختيارِ عالمِ عادلِ حكيمِ يگانه نيست. و دوم اين كه شناسى آنچه را كه آن صاحب كلِّ اختيار با تو كرده؛ به اين معنى كه اعتراف كنى به اين كه خَلق آدميان و زمين و آسمان، اگر بى تكليف و فرستادن رسولان با احكام و آداب الهى و قيامت و جزاى نيك و بد باشد، عبث خواهد بود؛ چه دنيا پر شر و شور است و به همين زادن و زيستن و مردن نمى ارزد، چنانچه مصنّف رحمه اللهبيان كرد در جواب سؤال اوّل برادر و گذشت در شرح «فَلَوْ كَانَتِ الْجَهَالَةُ جَائِزَةً» تا آخر در خطبه. پس در هر زمان، تكليفى و رسولى يا جانشين رسولى كه جميع آداب الهى را داند، خواهد بود. و سوم اين كه شناسى آنچه را كه آن صاحب كلّ اختيار طلبيده از تو و به رسول زمان تو وحى كرده؛ به اين معنى كه طلب علمِ دين كنى و دانى كه آداب الهى چيست. و چهارم اين كه شناسى آنچه را كه اگر كنى آن را، بيرون كند تو را از دين تو، مثل اصرار بر كبيره و مثل شركِ پيروىِ اهل رأى و ائمّه جور.
[حديث] دوازدهم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، ع «أَنْ يَقُولُوا مَا يَعْلَمُونَ، وَيَكُفُّوا عَمَّا لَا يَعْلَمُونَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذلِكَ فَقَدْ أَدَّوْا إِلَى اللّه ِ حقهُ».
شرح: اين، ظاهر است از شرح حديث هفتمِ باب دوازدهم.