صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٩٢
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِيعِ أُمَّتِهِ ، وَمَا يُضْمِرُ النَّبِيُّ ـ صلى اللّه عليه ـ فِي نَفْسِهِ أَفْضَلُ مِنِ اجْتِهَادِ الْمُجْتَهِدِينَ ، وَمَا أَدَّى الْعَبْدُ فَرَائِضَ اللّه ِ حَتّى عَقَلَ عَنْهُ ، وَلا بَلَغَ جَمِيعُ الْعَابِدِينَ فِي فَضْلِ عِبَادَتِهِمْ مَا بَلَغَ الْعَاقِلُ ، وَالْعُقَلاءُ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ الَّذِينَ قَالَ اللّه ُ : «و ما يَتَذَكَّرُ إلّا أُولُوا الْأَلْبَابِ» » [١] .
شرح: النَبِي: انسانى كه اللّه تعالى با او سخن گويد، بى آن كه انسانى ديگر، واسطه باشد و مراد اين جا، رسولى است كه مدّتى پيش از آن كه رسول شود، نبى باشد، تا كمال اهليت رسالت به هم رساند و مرتبه او نزد اللّه تعالى بسيار بزرگ شود. الرَّسُول: انسانى كه اللّه تعالى با او سخن گويد بى واسطه انسانى ديگر و فرستاده شده باشد سوى غير خودش. و مراد اين جا، رسولى است كه پيش از رسالت، نبى نباشد و تحقيقِ اين مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در شرح حديث اوّلِ باب سوم. ضمير عَنْهُ راجع به اللّه ، يا راجع به نبى است؛ و حاصل هر دو، يكى است. و بر هر تقدير، تعديه عقل به عَنْ به تضمّن معنى «اَخذ» است و مراد، فرا گرفتن علم به مُحتاجٌ إِلَيْه از مسائل دين است به رعايت آداب حسنه در تحصيل آن علم از اللّه تعالى به توسّط نبى. الْألْبَاب (جمع لُبّ، به ضمّ لام و تشديد باء): مغزها، و خالص ها از جمله چيزها. يعنى: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: نصيب نكرده اللّه تعالى بندگان خود را چيزى بهتر از خردمندى و پيروى حق؛ چه خواب خردمندِ پيروِ حق، بهتر است از بيدارى شب هاى ناخردمندِ پيرو باطل در عبادت. و ماندنِ خردمندِ پيرو حق در شهر خود، بهتر است از سفر ناخردمندِ پيرو باطل در عبادت، مثل سفر حج. و نفرستاده اللّه تعالى رسولِ فرستاده بعد از نبوت را و نه رسول ابتدايى را، مگر وقتى كه كامل كند خردمندى و پيروى حق را در خود، و مى باشد خردمندى و پيروى حق در نبى و رسول، كامل تر از خردمندى و پيروى حق در همگى امّت او. و آنچه قصد مى كند نبى ـ صَلَّى اللّه ُ عَلَيْهِ ـ در دل خود و به جا نمى آورد به واسطه
[١] در سوره بقره، آيه ٢٦٩ و سوره آل عمران، آيه ٧ چنين آمده است: «و ما يَذَّكَّرُ إلّا اُولُوا الْأَلْبَابِ» .