صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٨
لام در لِيَعْقِلَ براى عاقبت است. و مراد به الْعِبَاد مؤمنان است. مَا در اوّل، [١] موصوله است. و در دوم و سوم، [٢] مصدريّه است. ضمير جَهِلُوا و ضمير أَنْكَروا و ضمير أَضَدُّوا راجع به خَلْقِهِ است، به اعتبار غير عباد. و ضمير يَعْرِفُوا و ضمير يُوَحِّدُوا راجع به الْعِبَاد است. الْاءِضْدَاد (به ضاد بانقطه و دو دال بى نقطه، مصدر باب اِفعال): همچشم براى كسى قرار دادن. و اين جا عبارت است از تجويز حكم از روى ظن در نفس احكام شرعيّه، چنانچه مخالفان مى كنند و آن را اجتهاد مى نامند. بدان كه مناسبِ اين مقام است نقلى كه به آن، معلوم مى شود كه مخالفان، سفيه و گمراه اند و تكذيب جميع رسولان كرده اند. بيانِ اين آن است كه: ابن حَجَر عَسْقَلانى در شرح كتاب بخارى كه آن را فَتْحُ الباري نام كرده، در مقام دفعِ طعن از عمر كه منع كرده رسول اللّه صلى الله عليه و آله را از نوشتن وصيّت نامه و گفته كه: «حَسْبُنَا كتابُ اللّه »، نقل كرده از نَوَوى (شارح كتاب مسلم) كه گفته كه: اتَّفَقَ الْعُلَمَاءُ عَلى أَنَّ قَوْلَ عُمَرَ: «حَسْبُنَا كِتَابُ اللّه ِ» مِنْ قُوَّةِ فِقْهِهِ وَ دَقِيقِ نَظَرِهِ؛ لِأَنَّهُ خَشِيَ أَنْ يُكْتَبَ أُمُورٌ رُبَّما عَجَزُوا عَنْهَا، فَاسْتَحَقُّوا الْعُقُوبَةَ لِكَوْنِهَا مَنْصُوصَةً، وَأَرَادَ أَنْ لَا يَنْسَدَّ بَابَ الاِجْتِهَادِ عَلَى الْعُلَمَاءِ. [٣] مرادش اين است كه: اتّفاق كرده اند جميع علما بر اين كه گفتنِ عمر كه: «بس است ما را كتاب خدا» از روى كمال دانايى عمر و باريكى فكر او بود؛ زيرا كه او ترسيد كه در وصيّت نامه چيزى چند نوشته شود كه شايد عاجز شوند امّت از آنها، پس مستحقّ عذاب شوند در مخالفتِ آنها براى صريح شدن آنها. و اراده كرد عمر اين را كه بسته نشود درِ پيروى ظن بر علما. امثالِ اين خرافات، بسيار است در ميان محقّقينِ مخالفان، كه خود را اهل سنّت و جماعت مى نامند و از جمله خرافات اجتهاديّه اَنصاب نَواصب و مُفتيان ايشان اين
[١] يعنى «مَا» در «مَا جَهِلُوا».[٢] يعنى «مَا» در «مَا أَنْكَرُوهُ» و «مَا أَضَدُّوهُ».[٣] فتح الباري فى شرح صحيح البخاري، ج ٨ ، ص ١٠٢.