صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٥٧
تعالى در ثواب اهل طاعت و عذاب اهل معصيت باطل نمى شود. ليك در دل ها گاهى وسوسه مى افتد كه به چه مصلحت، اللّه تعالى به بعضى مهربانى كرد و اهل طاعت شدند و به بعضى نكرد و اهل معصيت شدند. و خود را تسلّى بايد كرد به آنچه در احاديث دوازده امام عليهم السلام وارد شده كه: از اين وسوسه پيغمبران نيز خالى نيستند؛ چه سرّ اين كار ـ كَمَا هُوَ حَقُّهُ ـ معلومِ غير اللّه تعالى نيست و حاصل كردن علم به آن از توانايى خلائق بيرون است و طلب علم به آن، فضولى و با اللّه تعالى است. و سرّ اين كار في جمله ظاهر مى شود از آنچه مى آيد در حديث دوّمِ باب سى و يكمِ «كِتَابُ التَّوْحِيد» در شرح «عَلِمَ مِنهُم فِعْلاً فَجَعَلَ فِيهِمْ آلَةَ الفِعْلِ». بيانِ آن در اين مقام اين است كه: اللّه تعالى دانست از ازل كه با دادن وسعت در قدرت و مقوّيّات طاعت كه قدر مشترك ميان سعيد و شقى است، سعيد به اختيار خود، طاعت مى كند، مگر آن كه اللّه تعالى كارى با او كند كه باعث اين شود كه به اختيار خود از آن طاعت برگردد و اللّه تعالى چون آن كار را نكرده، با او مهربانى كرده، خواه مهربانى هاى ديگر به فعل مُقوّيّات طاعت كند و خواه نه؛ و شقى به اختيار خود معصيت مى كند، مگر آن كه اللّه تعالى كارى با او كند كه باعث اين شود كه به اختيار خود از آن معصيت برگردد و اللّه تعالى چون آن كار را نكرده، با او نامهربانى كرده، خواه نامهربانى هاى ديگر به فعل مُقوّيّات معصيت كند و خواه نه. مُسْتقِرّ، به كسر قاف و تشديد راء بى نقطه است. و از اين، ظاهر مى شود كه مصنّف ـ رَحِمَهُ اللّه ُ تَعَالى ـ ترجيح داده قرائت كسرِ قاف را در آيتِ سوره انعام: «فَمُسْتَقرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ» [١] كه مذكور مى شود بعد از فقره آينده. مُسْتَوْدَعا، به صيغه اسم مفعول باب استفعال است. هر يك از إِعَارَة و اسْتِيدَاع متعدّى مى شود به دو مفعول ـ بِنَفْسِهِ ـ و اين جا مفعول دوم، نايب فاعل شده. يعنى: و آن تفاوتِ ميان داخل در ايمان، به علم، و داخل در ايمان، به غير علم، به
[١] انعام (٦): ٩٨ .