صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢١٨
محكمات كه مكرّر شده و در آنها نهى از اختلاف از روى ظن هست؛ چه به درستى كه به ياد انداختن آن، فايده مى رساند گروندگانِ به خدا و رسول را. مراد، اين است كه: كمىِ عدد مؤمنينِ منتفعين به آن آيات، منافى حُسن تذكيرِ [١] مضمون آن آيات نيست.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ اللّه َ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ : «إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ» [٢] يَعْنِي عَقْلٌ».
شرح: اى هشام! به درستى كه اللّه تعالى مى گويد در كتاب خود در سوره ق كه: به درستى كه در بيان احوال اهل بهشت و اهل جهنّم، هر آينه به ياد انداختن حق است براى كسى كه بوده باشد او را دلى. امام عليه السلام گفت كه: يعنى خردمندى؛ چه ناخردمند، مانند كسى است كه دل ندارد.
.اصل: «وَقَالَ: «وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الحِكْمَةَ» [٣] قَالَ : الْفَهْمَ وَالْعَقْلَ».
شرح: فَهْم (به فتح فاء و سكون يا فتح هاء): ضدّ حُمق، يا ضدّ غَباوت است، چنانچه مى آيد در حديث چهاردهمِ اين باب. يعنى: و گفت در سوره لقمان كه: و هر آينه به تحقيق داديم لقمان را حكمت. امام عليه السلام فرمود كه: مراد به حكمت، هوشمندى و خردمندى است، نه پيغمبرى.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ لُقْمَانَ قَالَ لِابْنِهِ : تَوَاضَعْ لِلْحقّ تَكُنْ أَعْقَلَ النَّاسِ ، وَإِنَّ الْكَيْسَ لَدَى الْحقّ يَسِيرٌ ، يَا بُنَيَّ إِنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا عَالَمٌ كَثِيرٌ ، فَلْتَكُنْ سَفِينَتُكَ فِيهَا تَقْوَى اللّه ِ ، وَحَشْوُهَا الْاءِيمَانَ ، وَشِرَاعُهَا التَّوَكُّلَ ، وَقَيِّمُهَا الْعَقْلَ ، وَدَلِيلُهَا الْعِلْمَ ، وَسُكَّانُهَا الصَّبْرَ ».
شرح: الحقّ : به كار آمدنى. پس باطل به كار نيامدنى است و هر جا كه حق و باطل استعمال كنند، اين دو معنى، منظور است و مراد اين جا به حق، آدابى است كه اللّه
[١] يادآورى.[٢] سوره ق (٥٠): ٣٧ .[٣] لقمان (٣١): ١٢.