صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٤٧
تصديق به ثواب و عقاب و به وحدانيّت اللّه تعالى در ربوبيّت است. پس آن طمع و ترس او بازيچه است، نه حقيقى، چنانچه در سوره فاطر گفته: «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاؤُاْ» [١] و بيان مى شود در حديث دومِ باب ششمِ «كِتَابُ الْعَقْلِ».
.اصل: وَقَدْ قَالَ اللّه ُ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ : «إِلَا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» [٢] فَصَارَتِ الشَّهَادَةُ مَقْبُولَةً لِعِلَّةِ الْعِلْمِ بِالشَّهَادَةِ ، وَلَوْ لَا الْعِلْمُ بالشَّهَادَةِ ، لَمْ تَكُنِ الشَّهَادَةُ مَقْبُولَةً .
شرح: چون بيان كرد كه علم به برائت ذمّت، شرط است در عمل فريضه، شروع كرد در بيان اين كه طريق آن علم، منحصر است در يكى از دو قسم: اوّل، علم به حكمُ اللّه واقعى، مثل علم امامِ مُفْتَرَض الطاعه كه شاهد است بر مردمان. دوم، علم به شهادت، به معنى پيروى شاهدى كه معلوم باشد اين كه فتواى او غير شهادت و خبر يقينى نمى باشد، خواه فتواى او معلوم باشد به مشافهه يا به تواتر، و خواه منقول به خبر آحاد باشد به شروط مقرّره، تا ظاهر شود كه پيروى فتواى اهل ظن و اجتهاد، جايز نيست و باعث برائت ذمّت از فريضه نمى شود. و توضيح اين مبحث مى شود به ذكر چهار آيتِ آخرِ سوره زخرف و بيان آنها به وجهى كه موافق كلام مصنّف ـ رَحِمَهُ اللّه ُ تَعَالى ـ است، و از آن، ظاهر مى شود نزد عارف به اساليب كلام بُلغا و متتبّع تفاسير جُهلا كه اكثر مفسّران در تفسير آنها خطا كرده اند: اوّل، «وَ لَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» [٣] . دوم، «وَ لَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ » [٤] . سوم، «وَ قِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَـؤُلَاءِ قَوْمٌ لَا يُؤْمِنُونَ » [٥] .
[١] فاطر(٣٥): ٢٨.[٢] زخرف(٤٣): ٨٦.[٣] زخرف(٤٣): ٨٦.[٤] زخرف (٤٣): ٨٧.[٥] زخرف (٤٣): ٨٨ .