صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٥٠
است. و از جمله فرح ممدوح است، خوشحالى به ايمان به رسول اللّه و به وصىّ او، موافق آيت سوره يونس: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَ لِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ» [١] و موافق آنچه مى آيد در «كِتَابُ الدُّعَاءِ» در حديث بيستم آخر ابواب [٢] كه: «فَإنَّه غَيرُ مَنقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَنِي». پس اندوه با وجود ايمان به ايشان به سبب فقد اسباب دنيا مذموم است. و فرحِ مذموم، مذكور است در آيات بسيار از آن جمله آيت سوره قصص: «لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ» [٣] . حُزْن (به ضمّ حاء بى نقطه و سكون زاء بانقطه و به فتح حاء و فتح زاء) مصدر باب عَلِمَ است. اُلْفَة (به ضمّ همزه و سكون لام و فاء) اسم مصدر باب عَلِمَ يا باب افتعال است. فُرْقة (به ضمّ فاء و سكون راء بى نقطه و قاف) اسم مصدر باب افتعال يا باب مفاعله است. سَخاء (به فتح سين بى نقطه و خاء بانقطه و الف و همزه منقلبه از واو) مصدر باب «نَصَرَ» و «مَنَعَ» و «عَلِمَ» و «حَسُنَ» است. بُخْل (به ضمّ باء يك نقطه و سكون و ضمّ خاء بانقطه و به فتح باء و سكون و فتح خاء) مصدر باب «حَسُنَ» و «عَلِمَ» است. يعنى: و خوش خويى و ضدّ آن، بد خويى است؛ و حسن تدبير در اصلاح و ضدّ آن، نابود كردن است؛ و فراغت و ضدّ آن، مبالات است؛ و عدالت و ضدّ آن، طلب علم زياده از حدّ است؛ و خوددارى و ضدّ آن، پيروى خواهش نفس است؛ و سنگين بودن و ضدّ آن، سبكى است؛ و نيك بختى و ضدّ آن، بدبختى است؛ و پشيمان شدن از بد و ضدّ آن، به جِد بودن در بدى است؛ و طلب آمرزش گناه و ضدّ آن، بازى خوردن به نعمت ها با وجود گناهان است؛ و نگاهدارى جانب اوقات و حدود نمازها و ضدّ آن،
[١] يونس (١٠): ٥٨ .[٢] بابُ دَعَواتٍ مُوجِزاتٍ لِجَميعِ حَوائِجِ الدُنيا والآخِرة.[٣] قصص (٢٨): ٧٦ .