صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٧٩
مى شود. پس در كسى كه اجتناب از شبهه و مكروه كند تا مبادا در حرام افتد، اشدّ است. يعنى: گفتم كه: پس اگر هر يك از آن دو مرد، گزيند مردى را از ياران ما كه آن چهار صفت را داشته باشد، پس راضى شوند به اين كه آن دو مرد، ناظر در معامله ايشان باشند و آن دو مرد، اختلاف كنند در حكم و هر كدام از آن دو مرد، آمد و رفت در حديث شما كرده باشد، آيا چه مى كنند؟ گفت كه: حكم به كارآمدنى آن است كه حكم كرده باشد به آن، عادل تر آن دو. و اگر در آن صفت، برابر باشند، حكم به كارآمدنى آن است كه حكم كرده باشد به آن، فقيه تر آن دو. و اگر در آن نيز برابر باشند، حكم به كارآمدنى آن است كه حكم كرده باشد به آن، راستگوتر آن دو در حديث. و اگر در آن نيز برابر باشند، حكم به كارآمدنى آن است كه حكم كرده باشد به آن، پرهيزكارتر آن دو. و التفات كرده نمى شود در هر يك از اين چهار صورت، سوى آنچه حكم مى كند به آن، مرد ديگر.
.اصل: قَالَ: قُلْتُ: فَإِنَّهُمَا عَدْلَانِ مَرْض «يُنْظَرُ إِلى مَا كَانَ مِنْ رِوَايَتِهِمْ عَنَّا فِي ذلِكَ الَّذِي حَكَمَا بِهِ الْمُجْمَعِ عَلَيْهِ مِنْ أَصْحَابِكَ، فَيُؤْخَذُ بِهِ مِنْ حُكْمِنَا، وَيُتْرَكُ الشَّاذُّ الَّذِي لَيْسَ بِمَشْهُورٍ عِنْدَ أَصْحَابِكَ؛ فَإِنَّ الْمُجْمَعَ عَلَيْهِ لَا رَيْبَ فِيهِ ».
شرح: اين، ترجيحِ پنجم است در جاى نزاعى كه مذكور شد. يُنْظَرُ به صيغه مضارع غايب مجهول باب «نَصَرَ» است و ظرف در إلى، نايب فاعل است. كَانَ، ناقصه است و ضمير مستتِر، راجع به مَا اسمش است. مِنْ تبعيضيّه است و ظرف مستقرّ و خبر كَانَ است. ضمير رِوايَتهم راجع به أصْحابنا است. باء در بِهِ، به معنى «فِي» است. المُجْمَع عَلَيْه مجرور و بدل رِوايَتهم است و مى تواند بود كه مِنْ ظرف لغو و متعلّق