صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٥٩
پيروى آن محكمات، حكم ميان خلايق مى كند، پس در دعوى امامت راستگوست و اگر نه، دروغگو. پس چون خردمندى هست، قرآن محمّد صلى الله عليه و آله براى امام نيز بس است و احتياج به معجزه تازه ندارد.
[حديث] بيست و يكم
.اصل: [الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلَّى «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا ، وَضَعَ اللّه ُ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبَادِ ، فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَكَمَلَتْ بِهِ أَحْلامُهُمْ» .
شرح: فَجَمَع به صيغه معلومِ باب مَنَعَ است و ضمير مستتر، راجع به اللّه است و مى تواند بود كه به صيغه مجهول باشد. و مؤيّد اوّل است اختلاف ميان جَمَعَ و كَمَلَتْ در تذكير و تأنيث. و بر هر تقدير، مراد به جَمع عُقُول، تقويت هر كدام است به اعتبار زياد كردن وسع هر كدام از آنچه پيشتر بوده. ضمير بِهَا راجع به يَدَه است و باء، براى سببيّت است، يا راجع به رُؤُوس است و باء به معنى «في» است. وَ كَمَلَتْ (به صيغه معلوم باب «نَصَرَ» و «حَسُنَ» و «عَلِمَ») عطف است به جَمَعَ و ضمير بِهِ راجع به مصدر جَمَعَ است، يا راجع به مجموع مصدر وَضَعَ و جَمَعَ است. الأحْلام: بدن ها. و به اين معنى، مفرد ندارد. و وقارها. و به اين معنى، جمعِ [١] حِلْم (به كسر حاء و سكون لام) است. و معنى اوّل اين جا، مناسب تر است. يعنى: روايت است از امام محمّد باقر عليه السلام گفت كه: چون به كار امامت ايستد قائم آل محمّد ـ مراد، صاحب الزمان عليه السلام است ـ مى گذارد اللّه تعالى دست رحمت و توفيق خود را بر سر بندگان خود. پس تقويت مى كند به آن دست، خردمندى هاى ايشان را و قوى مى شود به سبب آن تقويتِ عقول، بدن هاى ايشان. منقول است كه هر مؤمنى
[١] «ظ »: + و .