صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٩٦
مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنَ الرُّسُلِ» ، [١] شفيع عاصيان، رحمت عالميان، ثمره شجره قريش [٢] . از آل هاشم و عَدنان، خاتم النبيّين محمّد بن عبداللّه ؛ و وصىّ او به نصّ قرآن، حلّال مشكلات، كشّاف مبهمات، رازدار حضرت مصطفى، صف شكن ميدانِ لافتى، نعمة اللّه العُظمى، كلمة اللّه الكُبرى، اسداللّه الغالب، اميرالمؤمنين على بن أبى طالب، و جميع اوصياى او ائمّه هُدى كه به انوار مطالع هدايت، ساحت ملّت بيضا را روشن و هويدا ساختند و به اَزهار لَوامع بلاغت، عرصه شريعت غرّا را منوّر كرده، لواى عالم آراى علم دين مبين برفراز قبّه خضرا برافراختند، خصوصا وصىّ الأوصياء، بقيّة اللّه فِى الأرض و السماء، كه تسلّى مؤمنان به انتظار جود او، و قرار زمين و نباتش، و مدار آسمان و بركاتش، به فيض وجود اوست. امامِ عباد الرحمن، الحجّة بن الحسن، صاحب الزمان. امّا بعد، چنين گويد محرّر اين اوراق، خَلِيلُ بنُ الغازى القزوينى عُفي عَنْهُما بالنَّبيِّ والوصيِّ ـ كه در شعبان هزار و شصت و چهار هجرى، به فيروزى و اقبال، رايات جاه و جلالِ اعلى حضرت، پادشاه زمان، نور حدقه شيعيان، نور حديقه اهل ايمان، غلام با اخلاص صاحب الزمان، برگزيده خاندان مصطفى، شهسوار اولاد مرتضى، آن كه به جلال مهابت، در جميع ممالك محروسه، عدل گُسترد؛ و به كمال عدالت، در ميان قوى و ضعيف، رعيّت پرورد: ابوالغازى، ابوالمظفّر، السلطان بن السطان بن السلطان، المؤيّدُ بالتأييد الربّانى، السلطان محمّد الملقّب به شاه عبّاس ثانى الحسينى الموسوى الصفوى ـ خَلَّدَ اللّه ُ تَعَالى مُلْكَهُ وَ سُلْطَانَهُ، وَ أَفَاضَ عَلَى الْعَالَمين بِرَّهُ وَعَدْلَهُ وَ إِحْسَانَهُ. بعد از فتح بعضِ اطراف ديار و اِدبار مخالفان نگون سار در دارالموحّدين قزوين صِينَتْ عَنْ كَيْدِ الْحَاسِدِين ـ نزول اجلال نمود. و چون اين بلده
[١] احقاف (٤٦): ٩ .[٢] از اين جا تا چند صفحه از شرح، در نسخه «ظ» (نسخه مسجد اعظم قم، ش ٢٠٧١، كه مبناى تصحيح اين شرح قرار گرفته است افتادگى دارد و قسمت افتادگى از روى نسخه مدرسه گلپايگانى قم (ش ١٠٧/٣٢/٦١٩٧) كه در بين نسخه هاى موجود در دست ما، نزديك ترين تصحيح قبلى شارح به نسخه مسجد اعظم قم است، حروفچينى شده است.