صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٥٣
و قسم اوّل، سه قسم است: اوّل، «مَنْ يَعبُد اللّه َ عَلى حَرْف» [١] ؛ دوم «مُعارُون» كه مذكور مى شوند در خطبه؛ سوم «المُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ» . [٢] و قسم دوم، چهار قسم است: اوّل، اهل خَلط عمل صالح و عمل سيّئ؛ دوم، «مُرْجَوْنَ لأِمْرِ اللّه ِ» [٣] ؛ سوم، مستضعفون؛ چهارم، أصحاب الأعراف. و توضيحِ تداخلِ بعض اين اقسام مى شود در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در شرح حديث اوّل و دومِ «بَابُ أَصنَافِ النَّاس» كه باب صد و شصت و چهارم است؛ و اين هفت قسمِ «ضالّين» هر يكى بيان مى شود در بابى على حِدَه در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ»، مگر «اهل خَلط» كه مذكور مى شوند در «بَابُ أصْحَابِ الْأَعْرَاف» و وجه آن، بيان مى شود در شرح آن. و مصنّف ـ رَحِمَهُ اللّه ُ تَعَالى ـ در بيان اين كه اهل شك، دو خطر دارند، يكى در قيامت و ديگرى در دنيا، اين را گفته؛ و به اين، واضح مى شود احاديث «بابُ الشَّكّ» كه باب صد و هفتادم است از «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ». الشَّرْط: اسم أَنَّ است و خبرش أنْ يُؤدِّيَ است. تفسير آيت مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در باب صد و هفتاد و هشتم كه «بَابٌ فِي قَوْلِهِ تَعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللّه َ عَلى حَرْفٍ» است. باء در بِغَيرِ عِلْم دو جا، براى سببيّت است. و مراد به غَيْرِ عِلْمٍ، قدر مشترك ميان ظن و تقليد و اعتقاد مبتداست. يعنى: و كار در كسى كه صاحب شك باشد در شهادت، به جا آورنده باشد فريضه را از روى غير دانش و ديده ورى به برائت ذمّه از فريضه (مثل كسى كه اعتقاد به امامت دوازده امام داشته باشد، امّا يقين به آن نداشته باشد)، سوى اللّه ـ عزّ و جلّ ـ است در قيامت. اگر خواهد، به دانايىِ خود به مصلحت ها، بخشايش مى كند بر او. پس قبولِ عمل او مى كند و نفعش سهل است. و اگر خواهد، به دانايىِ خود به مصلحت ها، برمى گرداند بر او عمل هاى او را و قبول نمى كند آنها را.
[١] حج (٢٢): ١١.[٢] توبه(٩): ٦٠.[٣] توبه(٩): ١٠٦.