صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٢٣
.اصل: «يَا هِشَامُ ، الصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَةِ عَلَامَةُ قُوَّةِ الْعَقْلِ ، فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّه ِ ، اعْتَزَلَ أَهْلَ الدُّنْيَا وَالرَّاغِبِينَ فِيهَا ، وَرَغِبَ فِيمَا عِنْدَ اللّه ِ ، وَكَانَ اللّه ُ أُنْسَهُ فِي الْوَحْشَةِ ، وَصَاحِبَهُ فِي الْوَحْدَةِ ، وَغِنَاهُ فِي الْعَيْلَةِ ، وَمُعِزَّهُ مِنْ غَيْرِ عَشِيرَةٍ ».
شرح: اى هشام! صبر كردن بر تنهايى، نشان توانايىِ خردمندى است. پس هر كه به خردمندى فرا گيرد علم را از اللّه تعالى به سبب قرآن و رسول و امام، كناره مى گيرد از دنياداران و دل بستگان به دنيا، و دل مى بندد به آنچه نزد اللّه تعالى است كه بهشت و رضوان است، و هست اللّه تعالى دل خوشىِ او در وقت بيگانگى او از مردمان، و رفيق او در وقت تنهايى، و مالدارى او در وقت مُفلسى، و عزّت او بى حاجت به خويش و قوم.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، نُصِبُ الْحقّ لِطَاعَةِ اللّه ِ ، وَلَا نَجَاةَ إِلَا بِالطَّاعَةِ ، وَالطَّاعَةُ بِالْعِلْمِ ، وَالْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ ، وَالتَّعَلُّمُ بِالْعَقْلِ يُعْتَقَلُ ، وَلَا عِلْمَ إِلَا مِنْ عَالِمٍ رَبَّانِيٍّ ، وَمَعْرِفَةُ الْعِلْمِ بِالْعَقْلِ ».
شرح: الرَّبّ: صاحب كلِّ اختيار چيزى. و استعمال آن در غير اللّه تعالى نمى كنند مگر با قيدى؛ و مجاز است. و رَبّاني منسوب به ربّ است به زياده «الف و نون» براى مبالغه؛ و مراد، كسى است كه راغب در ثواب ربّ به زهد در دنيا باشد. پس در مسئله اى كه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود، از خود، حكم نكند، خواه از علما باشد و خواه از متعلّمين. يعنى: اى هشام! واداشته شده به كار آمدنى ـ كه آن، قرآن باشد ـ ميان مردمان تا فرمان بردارى اللّه تعالى كنند. و نمى باشد رهايى مردمان از عذاب الهى، مگر به اين فرمان بردارى، و اين فرمان بردارى به دانش است، نه به ظن. و دانستن چيزى كه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود، به ياد گرفتن از كسى به هم مى رسد، نه به رياضت يا فكر. و ياد گرفتن به خردمندى، تمييز كرده مى شود از طلب جهلِ مركّب. و بيان اين آخر، آن است كه: دانش چيزى كه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود، نمى باشد، مگر دانشى كه به اين كس رسد از دانايى كه زاهد در دنيا باشد و خودرأيى نباشد اصلاً، مثل رسول و وصىّ رسول؛ چه به وسيله ديگران، شبهه به هم