صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٤
. اِحْتَجَبَ بِغَيْرِ حِجَابٍ مَحْجُوبٍ ، وَاسْتَتَرَ بِغَيْرِ سِتْرٍ مَسْتُورٍ ، عُرِفَ بِغَيْرِ رُؤْيَةٍ ، وَوُصِفَ بِغَيْرِ صُورَةٍ ، وَنُعِتَ بِغَيْرِ جِسْمٍ ، لَا إِلهَ إلَّا هُوَ [١] الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ .
شرح: اين عبارت، منقول خواهد شد از امام رضا عليه السلام با اندك تغييرى در اوّلش در «كِتَابُ التَّوْحِيد» در حديث سومِ باب يازدهم. الِاخْتِرَاع و الْاءِنْشَاء: آفريدن چيزى بى مادّه قديم. الاِبْتِدَاع و الاِبْتِدَاء: كردن كارى كه پيشتر از آن، كارى ديگر اصلاً از فاعل صادر نشده باشد. بِقُدْرَتِه ناظر است به اختراع. و حِكْمَتِه ناظر است به ابْتَدَعَها. و اين، ابطال خيال جمعى است كه مى گويند: اگر پيش از حدوث اين جهان، كارى نشده باشد، تعطيل لازم مى آيد. لَا مِنْ شَىْ ءٍ ناظر است به اختراع. ولَا لِعَلَّةٍ ناظر است به ابْتَدَعَها؛ و اوّل، براى ابطال مذهب مَشّايينِ فلاسفه است و دوم، براى ابطال مذهب اِشراقيّينِ فلاسفه است و بيان مى شود در «كِتَابُ التَّوْحِيد» در شرح كلام مصنّف براى توضيح حديث اوّلِ «بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد». العَلَّه (به فتح عين بى نقطه و تشديد لام و تاء وحدت): يك آشاميدن بعد از آشاميدن ديگر؛ و مراد اين جا، عود به ايجاد است بعد از ايجاد چيزى و اِفناى آن. لام در لِعَلَّة به معنى وقت است و براى سببيّت نيز مى تواند بود. الْحَقِيقَة: ضدّ مجاز؛ و مراد اين جا خالص است. الرُّبُوبِيَّة: صاحب كلّ اختيارِ چيزى بودن. الضَّبْط: به تصرّف خود درآوردن. الْأوْهَام(جمع وهم) به معنى چيزى كه گاهى به دل گذرد و آن را خاطر نيز مى نامند. التَّصَارِيف: اقسام چيزى. صفات اين جا، جمع صفت به معنى مصدرى است و جمع مصدر، جايز است اگر مراد، بيان انواع آن باشد. و استعمال صفت بر دو قسم است: اوّل، بى باء حرف جرّ كه صله آن باشد، مثل اين جا، و متبادر در اين قسم، اين است كه
[١] كافى مطبوع: «اللّه ».