صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٩٣
عذرى، كامل تر است از تعب كشيدن هر تعب كشنده غير نبى در عبادت. و به جا نياورده بنده اللّه تعالى قرار دادهاى اللّه تعالى را، مگر وقتى كه به رعايت آداب حسنه فرا گرفته باشد علم آنها را از او و پيروى ظن نكرده باشد و نمى رسند همگى اطاعت كنندگان (غير فراگيرندگان علم از او) در كمال طاعت خود، به آنچه رسيده به آن فراگيرنده علم از او، و فراگيرندگان علم از او. ايشان اند صاحبان مغزها كه بيانِ ايشان كرده اللّه تعالى در چند سوره و مى آيد در حديث آينده. و به خاطر خود جا نمى دهند آن را كه گفتيم در صفت فراگيرندگان علم از او، مگر صاحبان مغزها. مخفى نماند كه چون در مصاحف مشهوره لفظ وَمَا يَتَذَكَّرُ نيست، به اين روش، شرح ظاهرتر نمود، اگر چه مى تواند بود كه نقل معنى يا قرائتى غير مشهور باشد.
[حديث] دوازدهم
.اصل: [أَبُو عَبْدِ اللّه ِ الْأَشْعَرِيُّ ، عَنْ «يَا هِشَامُ ، إِنَّ اللّه َ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ بَشَّرَ أهْلَ الْعَقْلِ وَالْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ ، فَقَالَ : «فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللّه ُ وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ» [١] ».
شرح: العَقْل: خردمندى. الفَهْم (به فتح فاء و سكون هاء): هوشمندى. و فرق ميان اين دو، اين است كه دوم، از توابع اوّل است، به تفصيلى كه مى آيد در حديث چهاردهمِ اين باب. قَوْل اعمّ است از كلام اللّه تعالى و كلام رسولش و كلام اوصياى رسولش. و استماع قول، عبارت است از ترك خودرأيى در احكام شرعيّه و التزامِ سؤالِ «اهل الذكر» در مسائل غير معلومه به بيّنات [و زُبُر]. [٢] أحْسَنَه مَفعولٌ بِه است. و ضمير، راجع به قَوْل است. و احسنِ قولِ اللّه ، آيات بيّناتِ
[١] زمر(٣٩): ١٧ و ١٨.[٢] «ظ »: وزير.[٣] حديد (٥٧): ٩.[٤] آل عمران (٣): ٧ .[٥] زمر (٣٩): ٥٥ .[٦] زمر (٣٩): ٢٣.[٧] رعد (١٣): ٢٨ .[٨] زمر (٣٩): ١٧.