صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٥٩
برطرف كننده بود و بعضى برطرف شده، و بعضى خاصّ بود و بعضى عام، و بعضى صريح در معنى بود و بعضى محلّ اشتباه. بيانِ اين، آن كه: به تحقيق بود شأن اين كه واقع مى شد از رسول اللّه صلى الله عليه و آله سخنى كه در معنى آن دو راه و دو احتمال بوده، و واقع مى شد از او سخنى كه عام بود و سخنى كه خاصّ بود، مانند قرآن؛ و اين بر حالى بود كه اللّه تعالى گفته بود در كتاب خود در سوره حشر كه: آنچه داد شما را رسول، پس فرا گيريد آن را و آنچه منع كرد شما را از آن، پس خود را از آن نگاه داريد. پس پنهان مى ماند بر كسى كه نمى شناخت و نمى دانست آنچه را كه مرادِ اللّه تعالى بود از قرآن و آنچه را كه مراد پيغمبر او بود صلى الله عليه و آله از حديث.
.اصل: «وَلَيْسَ كُلُّ أَصْحَابِ رَسُولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله كَانَ يَسْأَ لُهُ عَنِ الشَّيْءِ فَيَفْهَمُ، وَكَانَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْأَ لُهُ وَلَا يَسْتَفْهِمُهُ، حَتّى أَنْ كَانُوا لَيُحِبُّونَ أَنْ يَجِيءَ الْأَعْرَابِيُّ وَالطَّارِئُ فَيَسْأَلَ رَسُولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله حَتّى يَسْمَعُوا. وَقَدْ كُنْتُ أَدْخُلُ عَلى رَسُولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله كُلَّ يَوْمٍ دَخْلَةً وَكُلَّ لَيْلَةٍ دَخْلَةً، فَيُخْلِينِي فِيهَا، أَدُورُ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ».
شرح: چون جاى تعجّب است اين كه پيغمبرى كه فرستاده شده باشد به جميع خلايق براى بيان احكام الهى، منع كند خلايق را از پرسيدنِ بعض مسائل از خودش، خواست كه بيانى كند كه تعجّب برطرف شود و معلوم شود كه چنانچه اللّه تعالى جميع آيات قرآن را محكمات نساخت ـ بلكه بعضى را متشابهات ساخت تا حاجت به پيغمبر در زمانش و حاجت به جانشين پيغمبر، بعد از آن زمان تا روز قيامت ظاهر شود ـ پيغمبر صلى الله عليه و آله نيز جميع احاديث خود را محكم نساخت و تربيت كرد جانشين خود را و ظاهر ساخت مرتبه علم او را در ميان خلايق و منع كرد خلايق را از پرسيدن پيغمبر، تا خلايق، آن مسائل را از جانشين پرسند و در اين، دو فايده است: اوّل اين كه خلايق، جانشين را شناسند و جانشينى او ظاهر شود بر همه كس و بر مخالفان او حجّت تمام شود. دوم، اين كه مبادا بسيارْ دانا به مسائل دين شوند. پس اگر دعوىِ جانشينى كنند، مردمان به دانش ايشان بازى خورند و گمراه شوند؛ و اگر