صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٠٧
برقى] [١] و على بن الحسن برقى [٢] (به فتح باء يك نقطه و سكون راء بى نقطه و قاف) منسوب است به برقه رود و آن دهى است از قم. مِهْران (به كسر ميم و سكون هاء و راء بى نقطه) غير منصرف است. القَمّاط (به فتح قاف و تشديد ميم و الف و طاء بى نقطه): فروشنده قِماط (به كسر قاف و تخفيف ميم) و آن جامه اى است كه طفل را پيش از گهواره بستن در آن مى پيچند. حَلَبِيّ (به فتح حاء بى نقطه و فتح لام) عبيد اللّه بن على بن ابى شعبه است. التَّخْبير: بسيار دانا كردن كسى را به چيزى، مثل اين كه نشان هاى آن چيز را همگى به آن كس ياد دهند. لَمْ يُقَنِّطْ (به قاف و نون و طاء بى نقطه، به صيغه مضارع غايب معلوم باب تفعيل) مأخوذ است از قنوط و آن، ضدّ رجا است، چنانچه مذكور شد در حديث چهاردهمِ باب اوّل، و مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث دهمِ باب صد و دوازدهم كه «بَابُ الكَبَائِر» است كه: «الْكَبائِرُ: القُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللّه ِ، والْيَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللّه ِ، وَ الْأمْنُ مِنْ مَكْرِ اللّه ِ» تا آخر. و فرق ميان رحمت و رَوْح (به فتح راء و سكون واو و حاء بى نقطه) اين است كه رحمت، رسانيدن نفع است، مثل دادن فرزند به ابراهيم بعد از پيرى زوجه او ساره كه مذكور است در سوره حجر، و رَوْح دفع ضرر است، مثل زدودن غم يعقوب به ديدار پسر او يوسف و برادرش كه مذكور است در سوره يوسف. مى تواند بود كه مراد به عذاب اللّه اين جا «مكَر اللّه » باشد كه مذكور است در آيت سوره اعراف كه: «فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَا الْقَوْمُ الْخَـسِرُونَ» [٣] و گاهى رحمة اللّه و عذاب اللّه مستعمل مى شود در امام هُدى و امام ضلالت، موافق آيت سوره اعراف: «عَذَابِى
[١] «ظ »: أبيه. و «ابن أبيه» يا «ابن اميه» كه در بعضى از نسخه ها موجود است، اشتباه است. اين راوى نوه پسرى برقى (صاحب محاسن) است.[٢] در نسخه چنين آمده است. در خلاصة الرجال علامه حلّى، «على بن الحسن»، بدون قيد «برقى» ذكر شده است.[٣] اعراف (٧): ٩٩.