صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤١٢
لَا يَعْلَمُ به صيغه غايب يا مخاطب است؛ و بنا بر اوّل، لام در لَهُ به معنى «في» است و بنا بر دوم، صله يُقال است. ثُمّ براى تعجّب است. فَيَسْلَمَ از باب «عَلِمَ» منصوب است و مراد، سلامت از افتراى كذب بر اللّه تعالى است، موافق آيت سوره نحل: «وَ لَا تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلَـلٌ وَ هَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ» [١] . لَا يَعَضُّ (به فتح عين بى نقطه و تشديد ضاد بانقطه) از باب «عَلِمَ» است. العَضّ: دندان فرو بردن در چيزى. مراد به علم اين جا آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن آمره به سؤالِ «اهل الذكر» از هر مشكل است. باء در بِضِرْس براى آلت است. و عَضّ در علم به ضِرس قاطع، عبارت است از فهميدن آيات بيّناتِ محكمات، چنانچه بايد و شايد، و اين، اشارت است به اين كه آن مرد در آن آيات بيّنات، وصف حُلم [٢] مى كند كه بيان شد در حديث پنجمِ باب هفدهم كه «بَابُ النَّوَادِر» است در شرح «بِتَذاكُرِ الْعِلْمِ وَ صِفَةِ الْحُلْمِ». فَيَغْنَمَ (به غين بانقطه و نون) منصوب است؛ و غنيمت اين جا، عبارت است از استفاده دانشِ مسائل حلال و حرام به سبب سؤالِ «اهل الذكر عليهم السلام ». يَذْرِي (به ذال بانقطه و راء بى نقطه) مضارع غايب معلوم باب «ضَرَبَ» است. الذَرْي: پراكنده كردن باد، چيزى را. ذَرْو [٣] (به فتح ذال و سكون راء) منصوب و مفعول مطلق براى تشبيه است و مضاف است و ذكر ياء در فعل، واو در مصدر، [٤] مبنى بر اين است كه غالب در فعل،
[١] نحل (١٦): ١١٦.[٢] يعنى: تعريف و تحسين از افكار و خيال هاى پوچ خود مى كند.[٣] «ذَرى يَذْري ذَرْيا» و «ذَرَا يَذْرُو ذَرْوا» به يك معنى است.[٤] يعنى: ذكر «يَذْرِي» و «ذَرْو» در متن روايت.