صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٨٦
.اصل: [الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى بَعَثَ اللّه ُ نُوحاً، فَلْيَذْهَبِ الْحَسَنُ يَمِيناً وَشِمَالاً، فَوَ اللّه ِ مَا يُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَا هاهُنَا».
شرح: بِصْري [١] (به كسر باء يك نقطه و سكون صاد بى نقطه) منسوب است به بَصْره (به فتح باء). توهّم حسن بصرى ناشى شده از نفهميدن آيت سوره بقره: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَـتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّـهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتَـبِ أُوْلَـئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـعِنُونَ» . [٢] و بعد از او جمعى ديگر شريك او شده اند در اين توهّم و غافل شده اند از اين كه پنهان كردن، دو قسم است: اوّل، آنچه از روى هوا و هوس و تأويل يا تخصيص نامعقول است. دوم، آنچه از ترس ظالمان است. و مراد در آيت، قسم اوّل است. و «بيّنات» به معنى محكمات ناهيه از پيروى ظن و از اختلاف از روى ظن است. و «هُدى» به معنى امام عالم به جميع متشابهات و مشكلات است. پس «وَ الهُدى» عطف بر «مَا أنزَلْنا» است و ضمير «بيّنّاه» راجع به «هُدى» است كه امامت او صريح است در آن. «بَيَّنَّاهُ [٣] لِلنَّاس» اشارت است به اين كه در معنىِ آن محكمات و دلالت آنها بر «هُدى» اشتباهى نيست اصلاً. پس هر كه تأويل يا تخصيص آنها كند، عناد كرده و به محض زبان گفته، براى اين كه مرجع شود در فتوا و قضا، موافق آيت سوره نحل: «وَ لَا تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلَـلٌ وَ هَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ» ، [٤] چنانچه مذكور شد در شرح حديث پنجمِ اين باب. بدان كه رَوافض مى گويند كه: هر كه تأمّل از روى انصاف در اين آيت كند، مى داند كه مُقدّم روافض كيست و عاقبت حال نواصب چيست. شايد كه تخصيص ذكر نوح براى اين باشد كه اوّلْ اولوا العزم است، و لهذا اوّل كسى كه در قيامت مسئول
[١] در منابع، «بَصْرى» (به فتح باء) ذكر شده است نه به كسر باء ر.ك: الأنساب، سمعانى، ص ٣٦٣، باب الباء والصاد.[٢] بقره (٢): ١٥٩.[٣] «ظ»: بيّنات.[٤] نحل (١٦): ١١٦ .