صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠١
اين، اشارت به آن است كه جمعى كه منكر قدرت اند و مى گويند كه: آنچه مى كند، اسباب نكردنِ آن ندارد و آنچه نمى كند، اسباب كردن آن ندارد، منكر استحقاقِ عبادت،بلكه حمد نيز خواهند بود. فرمان برده شده است براى سلطنتش. ترسيده شده است براى اين كه جهل و جانب گيرى ندارد. توجّه كرده شده به سوى اوست به دعا و عبادت در طلبِ آنچه نزد اوست كه خزاين آسمان ها و زمين ها و نعمت جاودانى باشد. گذراست امر او در جميع اقسام تدبير او.
.اصل: عَلَا فَاسْتَعْلى ، ودَنَا فَتَعَالى ، وَارْتَفَعَ فَوْقَ كُلِّ مَنْظَرٍ.
شرح: اين عبارت در اوّل خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در «كِتَابُ الرَّوْضَة» مى آيد و در «كِتَابُ التَّوْحِيد» در حديث دومِ «بَابُ النِّسْبَة» چنين است: «عَلَا فَقَرُبَ وَدَنَا فَبَعُدَ». العُلُوّ: بلند مرتبه شدن. فاء هر دو جا براى تعقيب است. الاستعلاء: بلند مرتبه كردن. وَ دَنَا (به الف منقلب از همزه يا به همزه، به صيغه معلومِ باب «مَنَعَ») عطف بر عَلَاست. الدناءة: پست مرتبه شدن. التَعالِي: منزّه بودن. وَ ارْتَفَعَ عطف بر عَلَااست. مَنْظَر (به فتح ميم و سكون نون و فتح ظاء بانقطه اسم مكان باب نَصَرَ» است، به معنى آنچه نظر بدان افتد ـ خواه نظر چشم و خواه نظر دل ـ از پيش خود، بى توسّط وحى به رُسُل. و مراد به نظر دل اين جا، فكر نيست؛ بلكه شامل علم بديهى نيز هست. يعنى: بلند مرتبه شد نزد جمعى كه دانستند كه معرفت اسما و صفات الهى، چنانچه بايد، بى توسّط وحى او به رُسُل، نمى توان حاصل كرد. پس بلند مرتبه و مقرّب درگاه خود كرد ايشان را. و پست مرتبه شد نزد جمعى كه خيال كردند كه معرفت اسما و صفات الهى، چنانچه بايد، به فكر خود، بى توسّط وحى او به رُسُل حاصل مى شود، مثل يهود و فلاسفه و تابعان ايشان، پس منزّه و دور شد از خيال ايشان. و گمراه شدند در اسما و صفات او (چنانچه بيان مى شود در «كِتَابُ التَّوْحيد» در