صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٨٥
الدِّين (به كسر دال بى نقطه، مصدر باب «ضَرَبَ»): فرمان بردارى؛ و مراد اين جا، اطاعت اللّه و رسولش است در احكام معلومه از ايشان، مثل سؤال اَهل الذِّكر عليهم السلام از احكام غير معلومه از ايشان. يعنى: روايت است از امير المؤمنين عليه السلام گفت كه: فرود آمد جبرئيل عليه السلام بر آدم صفى ـ صَلَّى اللّه ُ عَلَيْه ـ . پس گفت كه: اى آدم! به تحقيق، من مأمور شدم از جانب اللّه تعالى به اين كه تو را گويم كه: بگزين يكى از سه صفت را. پس بگزين آن يك را و بگذار دو را. پس گفت او را آدم عليه السلام كه: اى جبرئيل! و چيست آن سه؟ پس گفت جبرئيل كه: آن سه خردمندى و شرم و طاعت است. پس گفت آدم عليه السلام كه: به درستى كه من به تحقيق گزيدم خردمندى را. پس گفت جبرئيل، شرم و طاعت را كه: برگرديد و بگذاريد آدم را با خردمندى. پس گفتند كه: اى جبرئيل! به درستى كه ما مأمور شديم از جانب اللّه تعالى به اين كه باشيم با خردمندى، هر جا كه باشد. گفت جبرئيل عليه السلام كه: پس به كار خود باشيد و بالا رفت به محلّ خود از آسمان. مخفى نماند كه اين كلام، تمثيل است و مقصود اين است كه: خردمندى اصل است و شرم و طاعت، لازمِ آن اند و بى آن نمى باشند.
[حديث] سوم
.اصل: [أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ ]عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام ، قَالَ : قُلْتُ لَهُ : مَا الْعَقْلُ؟ قَالَ : «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ ، وَاكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ». قَالَ : قُلْتُ : فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ؟ فَقَالَ : «تِلْكَ النَّكْرَاءُ ، تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ ، وَهِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَلَيْسَتْ بِالْعَقْلِ» .
شرح: النَّكْرَاء (به فتح نون و سكون كاف و راء بى نقطه و الف ممدوده): آنچه از آن بايد گريخت. يعنى: روايت است از بعض ياران ما بالا برد راوى، سندِ حديث را تا امام جعفر