صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٨٨
فِي در فِينَا و در فِي كُلّ براى تعليل است و ظرف دوم، بدل ظرف اوّل است و از قبيل بدل بعض از كُلّ است. أَهْلَ، منصوب به اختصاص است. خَلَف (به فتح خاء بانقطه و فتح لام) عبارت است از امام حىّ از جمله اهل البيت كه جانشين امام گذشته مى باشد در هر زمان تا انقراض تكليف. العُدُول (جمع عَدْل، به معنى عادل): متوسّطان ميانِ افراط و تفريط از جمله شيعه اماميّه؛ و اين، اشارت است به آيت سوره نور كه: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْأَصَالِ رِجَالٌ» [١] و بيان مى شود در «كِتَابُ الْحُجَّة» در شرح حديث ششمِ باب هفتم كه «بَابُ مَعْرِفَةِ الْاءِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْه» است. يَنْفُونَ (به ضمّ فاء) مأخوذ است از نفى، به معنى اعتقاد بطلان چيزى، يا به معنى استدلال بر بطلان چيزى. التَّحْرِيف: گردانيدنِ چيزى از وسط، سوى حرف، به معنى طرف خارج. غَالِين، عبارت است از جمعى كه مبالغه را به حدّى رسانيده اند كه تجويز پيروى ظن در محلّ حكم شرعى نيز نمى كنند و منكر مى شوند احاديثى را كه در سهو نبى و ائمّه عليهم السلام واقع شده، [٢] مثل آنچه مى آيد در «كِتَابُ الصَّلَاة» در حديث اوّلِ باب چهل و دوم كه «بَابُ مَنْ تَكَلَّمَ في صَلَاتِهِ أَوِ انْصَرَفَ قَبْلَ أنْ يُتِمَّها أَوْ يَقُومَ فِي مَوْضِعِ الجُلُوس» است. و ابن بابويه در فقيه در «كِتَابُ الصَّلاَةِ» در «بَابُ أَحْكَامِ السَّهْوِ فِي الصَّلَاة» تشنيع
[١] نور (٢٤): ٣٦ و ٣٧ .[٢] از اين كلام مصنّف برمى آيد كه وى همچون برخى از عالمان قديم اسلامى قائل به «سهو النبى» بوده است و اين نظريه در كتاب هاى مختلف كلامى و اعتقادى چه به صورت مستقل و چه غير مستقل مورد بحث و بررسى قرار گفته است. علاقه مندان به مطالعه بيشتر در اين زمينه رجوع كنند به: الفقيه، ج ١، ص ٢٣٤؛ عدم سهو النبي، شيخ مفيد، ص ١ ـ ٣٢؛ المعتبر، علامّه حلّى، ج ٢، ص ٤٠٣؛ مختلف الشيعة، ج ٢، ص ١٩٩؛ بحار الأنوار، ج ١٧، ص ١٠٢ ـ ١٢٨؛ حقّ اليقين، سيّد عبد اللّه شبّر، ج ١، ص ٩٣؛ مصابيح الأنوار، ج ٢، ص ١٣٣؛ مجمع الفائدة والبرهان، ج ٣، ص ١٥٨؛ علم الإمام شيخ مظفّر، ص ٨٩ ـ ٩١؛ العصمة، سيّد ميلانى، ج ٢٠، ص ٣٢ ـ ٣٧؛ الذخيرة في علم الكلام، ص ٣٣٨.