صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٤٤
تعالى است، به ترك خودرأيى در قول و فعل. لَا در و لَا مَعْرِفة براى نفى جنس است. الْاءيمَان: گرويدن؛ و مراد، اين جا مركّب از معرفت و عمل است، به اعتبار اين كه معرفت، گرويدن است و عمل، لازمِ گرويدن است و در كثرت و قلّت بر طبق قوّت و ضعف آن است، چنانچه اللّه تعالى گفته در سوره بنى اسرائيل كه: «كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» [١] و بيان مى شود در باب يازدهم و شانزدهم «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ». يعنى: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مى گفت كه: قبول نمى كند اللّه تعالى از كسى طاعتى را، مگر با شناخت ربوبيّت ربّ العالمين، به دانستن مسئله فروع فقه يا مسئله اصول فقه و ترك پيروى ظنّ در آن، و نمى باشد اين شناخت، مگر با طاعت. پس هر كه شناخت دارد، راهنمايى مى كند او را بر طاعت. و كسى كه طاعت نمى كند، پس شناخت نيست او را. آگاه باشيد! به درستى كه بعض اجزاى ايمان به سبب بعضى ديگر است.
[حديث] سوم
.اصل: [عَنْهُ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ «قَالَ رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ، كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ».
شرح: مَا دو جا، موصوله و مصدريّه مى تواند بود، و بر هر تقدير، أكثَر به ثاء سه نقطه و باء يك نقطه [٢] مى تواند بود و حاصلِ همه يكى است؛ زيرا كه اين قسم كسى، افسادِ كار آخرت خود مى كند، به حفظ خون و مال خود، به التزام ظاهر اسلام يا به كسب مال و اعتبار، به موافقت رؤساى ضلالت. و كار آخرت، بيشتر و بهتر است از كار دنيا، به اعتبار اين كه اوّل با خلود و خلوص است و دوم، منقطع و سهل است. يعنى: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: هر كه خداپرستى كرد بنا بر غير دانشِ مسئله فروع فقه يا مسئله اصول فقه، شد آنچه تباه مى كند آن را، بيشتر از آنچه نيكو مى كند آن را.
[١] اِسراء (١٧): ٨٤ .[٢] يعنى «أكبر» هم مى تواند باشد.