صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٢٧
شرح: مراد به قومِ صالح، «اُولُوا الألْباب» است در قول اللّه تعالى: «وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَا أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ رَبَّنَا لَا تُزِغْ» [الآية] [١] و عبارت از سلمان و ابوذر و مقداد و امثال ايشان است. قَالُوا: به لفظ ماضى، مبنى بر تغليب زمان نقل بر زمان منقول است؛ چه «يَذَّكّر» به لفظ مضارع است و رَبَّنا به تقدير «قائِليِنَ ربّنا» ست و حالِ فاعلِ «يَذَّكّر» است. پس اين قول در وقت وفات رسول صلى الله عليه و آله است كه نسبت به زمان نزول آيه، مستقبل است و نسبت به زمان نقل امام عليه السلام ماضى است. الْاءِزَاغَة: برگردانيدن دل از ايمان با وجود بقاى زبان بر دعوىِ ايمان. إذْ: ظرف است و عبارت از زمان حيات رسول صلى الله عليه و آله است و مضاف است به هَدَيْتَنا؛ چه آن زمان نسبت به زمان قول، ماضى است. رَحْمَة عبارت از امام حق از جمله اهل البيت است، چنانچه مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث هشتاد و سوم و هشتاد و ششمِ باب صد و هفتم كه «بَابٌ فِيهِ نُكَتٌ و نُتَفٌ مِنَ التَّنْزِيلِ فِي الْوَلَايَة» است. حِينَ ظرف قَالُوا است. عَلِمُوا به صيغه معلوم مجرّد است. الفْ لام القُلُوب براى عهد خارجى است؛ و مراد، دل هاى جمعى از اصحاب است كه امير المؤمنين عليه السلام را امام اوّل نشمردند. پس تَزِيغُ و تَعُودُ به معنى حال است، نه استقبال. يعنى: اى هشام! باقى ماندن حقيقت اسلام تا آخر عمر، مطلبى بزرگ است؛ چه به درستى كه اللّه تعالى در سوره آل عمران، بعد از آنچه بيان شد در اين حديث در شرح «وَ قَالَ: وَ الرَّاسِخُونَ» تا آخر، نقل كرده از جماعتى صالحان، اين كه ايشان گفته اند در زارى سوى اللّه تعالى كه: «اى صاحب كلِّ اختيار ما! مگردان دل هاى ما را از حقيقت اسلام، بعد از زمانى كه راه نمودى ما را به سبب رسول، و ببخش به ما از جانب خود، رحمتى. به درستى كه تويى به غايت بخشنده». اين گفتنِ ايشان وقتى بود كه دانستند كه دل هاى جمعى از اصحاب به سبب بى توفيقى مى گردند از ايمان و برمى گردند
[١] آل عمران (٣): ٧ و ٨ .