صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٢٣
جمله مردمان در وقت انزال. بيانِ اين آن كه: مضمون كلام الهى كه سرّ است، دو قسم است: اوّل، آنچه غيب است، مثل: «وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ» . [١] دوم، آنچه غير غيب است، مثل: «سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ» . [٢] و غيب، دو قسم است: اوّل، آنچه در متشابه كتاب الهى است. دوم، آنچه در محكم كتاب الهى است. الْاءمَام (به كسر همزه): پادشاه همه كس. الْأَمَام (به فتح همزه): آنچه پيش از چيزى ديگر باشد. البَيِّن: ظاهرِ مشهور. القَيِّم: كسى كه در وارسيدن به چيزى ايستادگى كند. الْحَقّ: به كار آمدنى، مثل دانستن چيزى كه در قرآن است. العَدْل: طرف گيرى نكردن در معامله. يعنى: ديده ور كرده اللّه تعالى امامانِ راستى را بر مكنونِ از جمله غيبِ از جمله سرّ خود. هر وقت كه از دنيا رفت از ايشان پادشاهى، تعيين كرد اللّه تعالى براى مردمان در پى او كسى را كه پيش از رفتن او به هم رسيده، مشهور باشد و راهنماى تابان باشد و پادشاهِ ايستادگى كننده در كار قرآن و رعيت باشد. راهنمايى مى كنند امامانِ راستى، خلايق را به سبب دانستن ايشان قرآن را. و به دانستن قرآن، عدالت در ديوان مى كنند.
.اصل: حُجَجُ اللّه ِ وَدُعَاتُهُ وَرُعَاتُهُ عَلى خَلْقِهِ، يَدِينُ بِهُدَاهُمْ الْعِبَادُ ، وَيَسْتَهِلُّ بِنُورِهِمُ الْبِلَادُ . جَعَلَهُمُ اللّه ُ حَيَاةً لِلأَنَامِ ، وَمَصَابِيحَ لِلظَّلَامِ ، وَمَفَاتِيحَ لِلْكَلَامِ ، وَدَعَائِمَ لِلْاءِسْلَامِ. وَجَعَلَ نِظَامَ طَاعَتِهِ وَتَمَامَ فَرْضِهِ التَّسْلِيمَ لَهُمْ فِيمَا عُلِمَ ، وَالرَّدَّ إِلَيْهِمْ فِيمَا جُهِلَ.
شرح: حُجَجُ اللّه ِ، مرفوع و خبر مبتداى محذوف است، به تقدير «هُمْ»؛ و اين، مبنى بر اين است كه اگر يكى از ايشان در زمانى نباشد و به جاى او پيروِ ظن، امام باشد، اهل اختلاف كه مشركان و عاصيان اند، غالب مى شوند بر اللّه تعالى در گفتگويى كه اللّه
[١] روم (٣٠): ٣.[٢] رعد (١٣): ٢؛ عنكبوت (٢٩): ٦١؛ لقمان (٣١): ٢٩؛ فاطر (٣٥): ١٣؛ زمر (٣٩): ٥ .