صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١١٥
الْأثْقَال (جمع ثِقْل به كسر ثاء و سكون قاف): بارهاى گران؛ و مراد اين جا، آزارهايى است كه حضرت رسول ـ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلَامُ ـ مى كشيده از منكران و منافقان، مانند استهزا و نسبت او به ديوانگى و جهادها. النُّبُوَّة: خبردار بودن آدمى، سخن اللّه تعالى را بى واسطه آدمى ديگر. و نبوّت دو طرف دارد: يكى بالاتر از نبوّت است و مرتبه خدايى است. و آن، دانستن چيزى است كه بى مكابره اختلاف در آن و در دليلِ آن رود بى احتياج به دانستنِ سخن كسى در بيان آن چيز و بى احتياج به ديدن چشم يا شنيدن گوش و مانند آنها. و ديگرى پايين تر از نبوّت و نزديك به نبوّت است و مرتبه ائمّه معصومين عليهم السلام و مانند ايشان است و در فاطمه عليهاالسلام و سلمان رحمه الله نيز نقل شده، و آن، به يادْ آمدن چيزى است به سبب سخن فرشته در وقتِ حاجتِ به آن يادْ آمدن؛ و آن به يادْ انداختنِ فرشته را تحديث مى گويند، و مى آيد در «كِتَابُ الْحُجّة» در احاديث باب چهل و يكم كه «بابٌ فِي شَأْن «إنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» وَتَفْسِيرِهَا»ست؛ اين كه هر سال در شب قدر، فرشتگان، نزد امام زمان مى آيند و به ياد او چيزى چند مى اندازند كه فايده كند او را در دانستن احوال آينده از قرآن تا شب قدر ديگر. و پايين تر از مرتبه تحديث، مرتبه الهام است كه مرتبه حاضر جوابان و زيركان است. و آن، انداختنِ اللّه تعالى است چيزى را به ياد كسى در وقت حاجتِ آن كس به يادِ آن چيز، بى واسطه سخن كسى ديگر. المَنَاهِج (جمع مَنْهَج): راه هاى گشاده ظاهر؛ و مراد اين جا، محكمات قرآنى است كه عبارت هاى گوناگون دارد و هر يك، راه شناخت امام مُفترض الطاعه است در هر زمان. الدَّوَاعِي (جمع داعِية): چيزى چند كه خوانَد كسى را سوى چيزى؛ و مراد اين جا، متشابهات قرآن است كه چون بى مكابره اختلاف در معنى آنها مى رود، مى خواند مردمان را سوى اقرار به احتياج به امامِ مُفترض الطاعه در هر زمان، وَ اِلّا همان شد كه بود. التَّأْسِيس: استوار كردن اصل ديوار. الْأسَاس: اصل ديوار؛ و مراد اين جا، محكمات است؛ چه آنها اصلِ متشابهات است.