صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٩٣
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ وَجَلَّ ـ مَا عُمِلَ بِالسُّنَّةِ وَإِنْ قَلَّ».
شرح: معنى سنّت بيان شد در شرح عنوان اين باب. پس مُفَضَّلٌ عَلَيه، عملى است كه مشترك است ميان جميع امّت، خواه پيروان آن سنّت و خوان منكران آن سنّت، مثل ضروريّات دين اسلام. و مُفَضَّل، عملى است كه مخصوص پيروان آن سنّت است، مثل آنچه مذكور است در آيت سوره بقره: «وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـعِنُونَ» [١] و بيان شد در شرح حديث پانزدهمِ باب هفدهم كه «بَابُ النَّوَادِر» است. يعنى: گفت امام زين العابدين عليه السلام كه: به درستى كه بهترين عبادت هاى مقبول درگاه الهى، عبادتى است كه به جا آورده شود به وسيله راه و روشى كه اللّه تعالى و رسولش قرار داده اند در محكمات قرآن براى خلايق، هر چند كه آن عبادت، كم باشد.
[حديث] هشتم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ ب «يَا وَيْحَكَ، وَهَلْ رَأَيْتَ فَقِيهاً قَطُّ؟! إِنَّ الْفَقِيهَ ـ حق الْفَقِيهِ ـ الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا، الرَّاغِبُ فِي الْاخِرَةِ، الْمُتَمَسِّكُ بِسُنَّةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ».
شرح: وَيْحَ (به فتح واو و سكون ياء دونقطه در پايين و حاء بى نقطه) منصوب و مناداى مضاف است؛ و مراد، اين است كه تعجّب بسيار مى بايد كرد از حال مخاطب. تفسير فقيه حق يقى اين جا راجع مى شود به آنچه بيان شد در شرح حديث هفتمِ باب دوم. حق، منصوب و نعت الفَقِيه است و مضاف است؛ و مقصود، اين است كه: غير آنچه مذكور مى شود، باطل است و فقيه نيست، اگر چه خود را فقيه شمرد يا اهل جهالت او را فقيه شمرند.
[١] بقره (٢): ١٥٩.