صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٨٦
باب بيست و سوم
اصل:بَابُ الْأَخْذِ بِالسُّنَّةِ وَشَوَاهِدِ الْكِتَابِ
شرح: الْأَخْذ (به فتح همزه و سكون خاء بانقطه و ذال بانقطه، مصدر باب «نَصَرَ»): تمسّك، به معنى چسبيدن به چيزى براى دفع ضرر از خود. السُّنَّة: طريقت مستمرّه؛ و اين جا عبارت است از راه و روش اللّه تعالى در هر كتاب خود، چنانچه گفته در سوره فاطر: «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً» . [١] گاهى سنّت، مستعمل مى شود بعد از كتاب به معنى چيزى كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله بيان كرده و از قرآن مفهوم ما نمى شود. واو براى عطف تفسير است. الشَّوَاهِد (جمع كثرت شاهدة): آيات محكمات بسيار كه شكّى در گواهى هيچ كدام آنها نباشد و هر يك از آنها مفيد يقين باشد؛ و مراد اين جا، آيات محكمات بسيار است از قرآن كه در آنها نهى صريح از اختلاف از روى ظن هست، مثل آيت سوره اعراف: «أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَـقُ الْكِتَـبِ أَن لَايَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلَا الْحقّ» . [٢] پس دلالت صريحه مى كند بر امام حق در هر زمان، به اعتبار اين كه دلالت صريحه مى كند بر بطلان امامت هر كه معلوم باشد كه عالم به جميع احكام اللّه تعالى نيست و پيروى ظن مى كند؛ و به اين، ثابت مى شود امامت امام حق از جمله جمعى كه معلوم باشد به اجماع و مانند آن اين كه امامت، خارج از ايشان نيست و اين، كافى است براى معرفت امام حق تا انقراض دنيا.
[١] فاطر (٣٥): ٤٣.[٢] اعراف (٧): ١٦٩.