صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٧٨
يعنى: گفتم كه: پس چگونه مى بايد كنند آن دو مرد؟ گفت كه: مى بايد كه ناظر كنند در معامله خود، مردى را كه باشد از جمله شما از جمله آن كه به تحقيق روايت كرد حديث ما را، و فكر كرد در حلال ما و حرام ما و شناخت حكم هاى ما را. پس بايد كه راضى شوند به او كه داور باشد ميان ايشان؛ چه به درستى كه من به تحقيق گردانيدم او را بر شما حكم كننده، خواه به اعتبار قضا و خواه به اعتبار اِفتا. پس چون حكم كرد به حكم ما، پس قبول نكرد از او آن كس كه موافق مطلب او نيست، پس جز اين نيست كه سبك شمرده حكم اللّه تعالى را و بر ما برگردانيده سخن ما را در حقيقت، نه بر آن مرد. و برگرداننده سخن بر ما، برگرداننده سخن است بر اللّه تعالى در حقيقت، نه بر ما. و برگرداننده سخن بر اللّه تعالى بر منتهاى شريك كردن است كسى را با اللّه تعالى.
.اصل: قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ كُلُّ رَجُلٍ اخْتَارَ «الْحُكْمُ مَا حَكَمَ بِهِ أَعْدَلُهُمَا وَأَفْقَهُهُمَا وَأَصْدَقُهُمَا فِي الْحَدِيثِ وَأَوْرَعُهُمَا، وَلَا يَلْتَفِتْ إِلى مَا يَحْكُمُ بِهِ الْاخَرُ».
شرح: اين جا بيان چهار روشِ ترجيحِ يكى از دو حديثِ مختلف است بر ديگرى، به ترتيب در جاى نزاعى كه مذكور شد. العَدْل: توسّط ميان افراط و تفريط به ترك ميل نفسانى سوى احدِ متنازعين و مانند آن. الفِقْه (به كسر فاء و سكون قاف): فهميدگى؛ و بيان حقيقت آن شد در شرح حديث هفتمِ باب دوم. الصِّدْق (به كسر صاد و سكون دال): راستگويى، به معنى نقلى كه مطابق واقع باشد و صاحبش در آن، سهوى نكرده باشد؛ و اين مختلف مى شود به اختلاف راويان عدول در ضبط. الوَرَع (به فتح واو و فتح راء بى نقطه): پرهيزكارى از حرام؛ و اين، مختلف