صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٧٥
الفْ لامِ القضاة براى عهد خارجى است و مراد، قاضيان جور است كه از روى ظن حكم مى كنند. و تحاكُم سوى ايشان عبارت از تحاكُم سوى يكى از ايشان است، نظير «فَنَادَتْهُ الْمَلائِكَةُ» [١] بنا بر اين كه منادى، جبرئيل بوده. در «كِتَابُ الْقَضَايَا وَ الْأَحْكَامِ» چنين است: «مَنْ تَحَاكَمَ إلَى الطاغُوتِ فَحَكَمَ لَهُ فَإنَّما يَأْخُذُ سُحْتا» و آن، ظاهرتر مى نمايد. و اين از جمله منافيات قول جمعى است كه مى گويند كه: هر روايتى كه در كافى و امثال آن است، مَعلوم الصدور است از معصوم. و توجيه آنچه اين جاست اين است كه: ضمير إليهم راجع به سُلْطان و قُضاة است. و فِي در فِي حق براى ظرفيّت يا براى سببيّت است؛ و بنا بر اوّل، مراد به حق، زمان ظهور دولتِ امام حق است، خواه نبى و خواه وصىّ نبى و مراد به باطل، زمان ظهور دولتِ امام باطل است. و بنا بر دوم، مراد به حق، گرفتنى از جمله مال و مانند آن است و مراد به باطل، نگرفتنى است. الطَّاغُوت: شيطان؛ و مراد اين جا، كسى است كه مانند شيطان است در اين كه فرمانش برند بى رخصت اللّه تعالى و بُتِ خود كنند او را، به اين روش كه حكم از روى ظن كند و اطاعتش كنند. و مَا، به معنى «مَن» موصوله است و اين تعبير، اين جا نوعى از اهانت است. السُّحْت (به ضمّ سين بى نقطه و سكون و ضمّ حاء بى نقطه): به غايتْ حرام، مثل رشوت. حذف مفعول أَمَرَ اللّه ُ براى عموم است، يا أَمَرَ به تقدير «أَمَرَهُ» است؛ و بنا بر اوّل، يُكْفَر، به صيغه مجهولِ «باب نَصَرَ» است و بِهِ، نايب فاعل است. و بنا بر دوم، به صيغه معلوم است و ضمير مستتر، فاعل است. يعنى: روايت است از عُمر بن حَنْظَلة (به فتح حاء بى نقطه و سكون نون و فتح ظاء بانقطه) گفت كه: پرسيدم امام جعفر صادق عليه السلام را از حال دو مرد از شيعه اماميّه كه ميان ايشان نزاعى بود در وامى، يا در ميراثى كه ميان ايشان حصّه مى شد، پس
[١] در بعضى از نسخه هاى چاپى عنوان اين باب چنين آمده است: «باب الجارية يقع عليها غير واحدٍ في طهرٍ واحد».[٢] آل عمران (٣): ٣٩.[٣] نساء (٤): ٦٠ .[٤] بقره (٢): ٢٥٦.