صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٧٢
[حديث] نهم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، ع «أَرَأَيْتَكَ لَوْ حَدَّثْتُكَ بِحَدِيثٍ الْعَامَ، ثُمَّ جِئْتَنِي مِنْ قَابِلٍ فَحَدَّثْتُكَ بِخِلَافِهِ ، بِأَيِّهِمَا كُنْتَ تَأْخُذُ؟» قَالَ: قُلْتُ: كُنْتُ آخُذُ بِالأَْخِيرِ، فَقَالَ لِي: «رَحِمَكَ اللّه ُ».
شرح: روايت است از بعض ياران ما از امام جعفر صادق عليه السلام . امام گفت كه: چه مى گويى اگر گفته باشم تو را حديثى امسال، بعد از آن آمده باشى نزد من در سال آينده، پس گفته باشم تو را حديثى منافىِ آن؛ به كدامِ آن دو حديث، عمل خواستى كرد؟ راوى گفت كه: گفتم كه: خواستم عمل كرد به حديث آخرين. پس امام گفت مرا كه: رحمت كناد تو را اللّه تعالى. بيانِ اين، ظاهر مى شود از آنچه گذشت در حديث هفتمِ اين باب و اين مضمون مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث هفتمِ باب نود و هفتم كه «بَابُ التَّقِيَّة» است. بدان كه منافات نيست ميان اين و آنچه گذشت در حديث سابق؛ زيرا كه اين در يكى از سه صورت است: اوّل، علم به قول امام حَىّ. دوم، تجويز حدوث شرطى در مخاطب كه پيشتر نبوده. سوم، بقاى دولت ظالمى كه قول اخير در زمان او واقع شده، به خلاف آنچه گذشت. و أيضاً منافات نيست ميان امثال اين و آنچه مى آيد در حديث دوازدهمِ اين باب؛ زيرا كه امثال اين در عباداتِ محضه است و آنچه مى آيد در تنازع، در دَين و ميراث و مانند آنهاست.
[حديث] دهم
.اصل: [وَعَنْهُ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ «خُذُوا بِهِ حَتّى يَبْلُغَكُمْ عَنِ الْحَيِّ، فَإِنْ بَلَغَكُمْ عَنِ الْحَيِّ، فَخُذُوا بِقَوْلِهِ». قَالَ: ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : «إِنَّا وَاللّه ِ لَا نُدْخِلُكُمْ إِلَا فِيمَا يَسَعُكُمْ».