صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٦٥
يَفُتْنِي است، به معنى «تارِكا لِكِتابة»، نظير آنچه گفته اند در آيت سوره مدّثّر: «وَ لَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ» [١] كه به تقدير «مُستكثر» است؛ و مراد، اين است كه: همه چيز را نوشتم. التَّخَوُّف: ترس پنهان كه در دل كسى است و اظهار نمى كند. الجَهْل: نادانى و ناخردمندى؛ و هر دو اين جا، مناسب است. يعنى: بعد از اينها همه، گذاشت دست خود را بر سينه من و طلبيد از اللّه تعالى براى من، اين كه پُر كند دل مرا از دانش و فهميدگى و حكمت و روشنى. پس گفتم كه: اى نبىّ اللّه ـ پدرم و مادرم فداى تو باد! ـ از آن وقت كه طلبيدى از اللّه تعالى براى من، اوّل بار به آنچه طلبيدى، فراموش نكردم چيزى را و از من فوت نشد چيزى كه ننوشتم آن را. آيا پس بنا بر اين كه دعاى ديگر مى كنى، مى ترسى بر من كه فراموش كنم چيزى را بعد از اين؟ پس گفت كه: نه. نيستم كه ترسم بر تو فراموشى را و نادانى را يا ناخرمندى را. از اين جا ظاهر مى شود كه تأكيدِ دعاى مستجاب مى توان كرد.
[حديث] دوم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ ب قُلْتُ لَهُ: مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْوُونَ عَنْ فُلَانٍ وَفُلَانٍ عَنْ رَسُولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله لَا يُتَّهَمُونَ بِالْكَذِبِ، فَيَجِيءُ مِنْكُمْ خِلَافُهُ؟ قَالَ: «إِنَّ الْحَدِيثَ يُنْسَخُ كَمَا يُنْسَخُ الْقُرْآنُ».
شرح: روايت است از محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق عليه السلام ، راوى گفت كه: گفتم امام را كه: چه وجه دارد اين كه جماعت ها روايت مى كنند لفظ حديثى را از چندين كس از اصحاب پيغمبر كه ايشان از رسول اللّه صلى الله عليه و آله شنيده اند آن لفظ حديث را و حال، آن كه آن چندين كس و اين جماعت ها تهمت زده نمى شوند به دروغ؛ چه به حدّ تواتر رسيده حديث ايشان، پس از آن، صادر مى شود از شما حديثى كه منافى آن حديث است؟
[١] مدّثّر (٧٤): ٦ .