صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٥٣
. لِقَوْلِهِمْ» [١] ثُمَّ بَقُوا بَعْدَهُ، فَتَقَرَّبُوا إِلى أَئِمَّةِ الضَّلَالَةِ وَالدُّعَاةِ إِلَى النَّارِ بِالزُّورِ وَالْكَذِبِ وَالْبُهْتَانِ، فَوَلَّوْهُمُ الْأَعْمَالَ، وَحَمَلُوهُمْ عَلى رِقَابِ النَّاسِ، وَأَكَلُوا بِهِمُ الدُّنْيَا، وَإِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ وَالدُّنْيَا إِلَا مَنْ عَصَمَ اللّه ُ، فَهذَا أَحَدُ الْأَرْبَعَةِ».
شرح: اين، براى بيان قِسم اوّلِ باطل است كه مذكور شد در «صِدْقا و كِذْبا». فرق ميان ايمان و اسلام، اين است كه: ايمان، گرويدن به ربوبيّت اللّه تعالى است به تمام دل. و اسلام، گرويدن به ربوبيّت اللّه تعالى است، خواه به بعض دل و خواه به تمام دل، موافق آيت سوره حجرات: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَـكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا» [٢] و مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در «بَابُ أَنَّ الْاءِيمَانَ يَشْرَكُ الْاءسْلاَمَ وَ الْاءسْلاَمَ لا يَشْرَكُ الْاءيمانَ» و دو باب بعد از آن، اين كه: دخول در اسلام، پيش از دخول در ايمان است. مُتَصَنِّع خبر مبتداى محذوف است به تقدير «هُوَ مُتَصَنِّع» و جمله حالِ ضميرِ مستتر در يُظْهِرُ است [٣] . و مى تواند بود كه مُتَصَنِّع نعت ديگر رَجُل باشد؛ ليك غالب در مثل اين، تقديم مفرد بر جمله است. باء در بِالْاءِسْلَام براى آلت است. بِالزُّور متعلّق به تَقَرَّبُوا يا متعلّق به الدُّعَاة است. الزُّور (به ضمّ زاء بانقطه و سكون واو و راء بى نقطه): دروغى كه به محض زبان است و قوّت و شرك؛ و [الزَّوَر] (به فتح زاء و فتح واو): كج طبعى؛ و همه اين جا مناسب است. و بنا بر اوّل، مراد، دروغى است كه براى منصبِ فتوا يا مال دنيا يا مانند آنهاست، مثل مدح مجتهدانِ مخالفان، فتواى از روى اجتهاد را به اين كه اعلاى مراتب و بهترين خصلت ها و باعث بهترين ثواب هاست و باعث نظام دين و دنياست، با وجود اين كه دل ايشان مى داند كه منافىِ محكمات قرآن است كه در آنها نهى از اختلاف از روى ظن
[١] منافقون (٦٣): ٤.[٢] حجرات (٤٩): ١٤.[٣] «ظ»: + يا نعت ديگر رجل است.