صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٥
چه حكم قرآن به پيروى ظن نيست؛ بلكه از روى دانش الهى است و در هر زمانى، امامى كه عالم به جميع آن باشد، هست. آن كتابِ صاحبِ اين صفت ها قرآن است. پس آن را به سخن آريد تا اين صفت ها از آن، معلومِ شما شود و آن به خودىِ خود به سخن نمى آيد هرگز براى شما. و اين صفت ها از آن، معلوم نمى شود؛ بلكه من كه زبان قرآنم، خبر مى دهم شما را از جانب قرآن. به درستى كه در قرآن است وسيله دانشِ آنچه گذشته و وسيله دانشِ آنچه مى آيد تا روز قيامت. مراد، اين است كه: آنها هست؛ امّا عقل مردمان به آنها نمى رسد و احتياج دارند در دانستن آنها به بيان امام زمان از جمله دوازده امام. و در قرآن هست داورى هر نزاعى كه ميان شما شود و بيان آنچه گرديديد در آن، اهل اختلاف در اين زمانه كه بعد از گذشته و پيش از آينده است. مراد، اين است كه: در زمان پيغمبر، اختلاف نمى كرديد و اين زمان مى كنيد. پس اگر مى پرسيديد مرا از آنچه گفتم، هر آينه ياد مى دادم شما را. مراد، اين است كه: مرا واگذاشتيد و از پىِ امامانِ ضلالت رفتيد و همان شد كه بود.
[حديث] هشتم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ «قَدْ وَلَّدَنِي رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وَأَنَا أَعْلَمُ كِتَابَ اللّه ِ، وَفِيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَمَا هُوَ كَائِنٌ إِلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَفِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَخَبَرُ الْأَرْضِ، وَخَبَرُ الْجَنَّةِ وَخَبَرُ النَّارِ، وَخَبَرُ مَا كَانَ وَخَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ، أَعْلَمُ ذلِكَ كَمَا أَنْظُرُ إِلى كَفِّي، إِنَّ اللّه َ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْءٍ».
شرح: مضمون اين مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث پنجمِ «بَابُ الْكِتْمَان» كه باب نود و هشتم است. وَلَّدَنِي به صيغه ماضى معلومِ باب تفعيل است. التَوْلِيد: بشارت به ولادت كسى در زمان آينده. اشارت است به امثال آنچه مى آيد در «كِتَابُ الحُجَّة» در حديث دومِ «بَابُ