صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٤
.اصل: «فَجَاءَهُمْ بِنُسْخَةِ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولى، وَتَصْدِيقِ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ، وَتَفْصِيلِ الْحَلَالِ مِنْ رَيْبِ الْحَرَامِ، ذلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَلَنْ يَنْطِقَ لَكُمْ، أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ؛ إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا مَضى وَعِلْمَ مَا يَأْتِي إِلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَحُكْمَ مَا بَيْنَكُمْ، وَبَيَانَ مَا أَصْبَحْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ، فَلَوْ سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ، لَعَلَّمْتُكُمْ».
شرح: النُّسْخَة (به ضمّ نون و سكون سين بى نقطه): كتابى كه دستور باشد، به اين معنى كه اگر شكّى در چيزى به هم رسد، به آن رجوع كنند و آنچه در آن باشد، اعتبار كنند؛ و مراد اين جا، كتابى است كه اگر تغييرى يا شكّى در كتاب هاى سابق الهى شود، از آن، معلوم شود، چنانچه اللّه تعالى گفته در سوره طه كه: «أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِى الصُّحُفِ الْأُولَى» : [١] آيا نيامده ايشان را معجزات و نيز نيامده ايشان را گواهِ آنچه در كتاب هاى سابق الهى است. مراد، بعضِ قرآن است كه آن را مُفصّل مى نامند و آن شصت و هشت سوره است، چنانچه مى آيد در حديث دهمِ باب اوّلِ «كِتَابُ فَضْلِ الْقُرْآن». التَّصْدِيق: راست كردن چيزى؛ و مراد اين جا، راست كننده است، يا مبنى بر مبالغه است؛ و مراد، اين است كه: اگر قرآن آورده نمى شد، وعده اى كه در انجيل و هر كتاب الهى بود به آمدن قرآن در فلان وقت و به فلان نشان، باطل مى شد، يا حكمى كه در انجيل و هر كتاب الهى بود كه جايز نيست اختلاف از روى ظن اصلاً، باطل مى شد. التَّفْصِيل: بسيار جدا كردن؛ و مراد اين جا، جدا كننده است، يا مبنى بر مبالغه است. إِنَّ، به كسر همزه و تشديد نون مفتوحه است و مى تواند بود كه به فتح همزه باشد. فِي در فِيهِ براى ظرفيّت يا براى سببيّت است؛ و بنا بر اوّل، علم، به معنى سبب علم است. مَا در مَا أَصْبَحْتُمْ عبارت از تعيين امام است بعد از رسول اللّه صلى الله عليه و آله يا اعمّ از آن است. يعنى: پس آورد محمّد صلى الله عليه و آله براى مردمان، دستور آنچه را كه در كتاب هاى سابق الهى است و راست كننده آنچه را كه پيش اوست و جدا كننده حلال از شُبهتِ حرام؛
[١] طه (٢٠): ١٣٣.