صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٢
الفِتْنة: اختلاف مردمان به اعتبار پيروى ظن. الجِيفة: مردار؛ و مراد اين جا، خوردنى حرام است. الشِّعار (به كسر شين بانقطه): لباسى كه در زير لباس هاى ديگر پوشند، مثل پيراهن. الدِّثَار (به كسر دال بى نقطه): لباسى كه بالاى شعار پوشند. التَّمْزِيق و المُمَزَّق (به فتح زاء بانقطه مشدّده) پاره پاره كردن چيزى را؛ و مراد اين جا، پراكنده كردن مردمان است در مسائل به معنى اختلاف انداختن ميان ايشان. الْاءِظْلَام: تاريك كردن. ضمير عَلَيْها راجع به عُيُون است. أَيّامَها منصوب و مَفعولٌ بِه است و ضمير، راجع به عُيُون يا راجع به دنياست. الأيّام (جمع يَوْم): روزها؛ و روز از طلوع مركز آفتاب است از افق حقيقى تا غروب آن، يا از طلوع فجر است تا غروب آفتاب؛ و چون روز به روشنى خود باعث ديدن و دانستن چيزهاست، پيغمبران و امامان حق را كه باعثِ ديده ورى مردمان اند در احكام الهى، ايّام مى گويند، بنا بر تشبيه، چنانچه اللّه تعالى گفته در سوره ابراهيم كه: «وَ ذَكِّرْهُم بِأَيَّامِ اللَّهِ» : [١] و به ياد بيار امّت خود را حق، به سبب بيان پيغمبران و امامان حق كه اللّه تعالى تعيين كرده براى خلايق در هر زمان. و ابن بابويه در كتاب معاني الأخبار در حديث «لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ فَتُعَادِيَكُمْ» [٢] روايت كرده كه معنى اين حديث، اين است كه: با امامان حق، دشمنى مكنيد كه باعث اين مى شود كه ايشان با شما دشمنى كنند. المَوْؤُودة: دخترى كه او را زنده در گور مى كرده اند. يُخْتار (به خاء بانقطه و الف و راء بى نقطه) به صيغه مضارع غايب مجهول باب افتعال است. دُونَهُم منصوب و ظرف است. طِيب (به كسر طاء و سكون ياء) مرفوع و نايب فاعل است و مضاف است. و در بعض نُسَخ، به جيم و زاء بانقطه به صيغه معلوم است.
[١] ابراهيم (١٤): ٥ .[٢] معاني الأخبار، شيخ صدوق، ص ١٢٤، باب معنى الحديث الّذى روي عن النبي صلى الله عليه و آله : «لاتعادو الأيام فتعاديكم».